عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
520
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً - ميگويد : اگر زنان را پاسيده باشيد ، و آبدست بايد كرد ، يا بزن رسيده باشيد ، و غسل بايد كرد ، و آب نيابيد تيمّم كنيد . معنى تيمّم قصد است ، يقال - يمّم و تيمّم اى قصد ، و الصعيد التّراب ، سمّى صعيدا لأنّه يصعد من باطن الأرض . ميگويد : آهنگ خاك پاك كنيد ، خاكى خشك ، آزاد از آميغ ، مگر از ريك . صعيد روى زمين است ، و « طيّب » آنست كه نه پليد باشد نه آميخته با چيزى ، نه از جنس زمين . و تيمّم از خصائص اين امّت است ، هرگز هيچ امّت را نبودست پيش ازين امّت . مصطفى ( ص ) گفت : « فضّلنا على النّاس بثلاث : جعلت الأرض كلّها لنا مسجدا ، و جعلت تربتها لنا طهورا ، اذا لم نجد الماء ، و جعلت صفوفنا كصفوف الملائكة » و به دو تيمّم آنست كه عائشه روايت كند ، و اين خبر در صحيح است ، گفت : يا رسول خدا ( ص ) در بعضى از سفرها بيرون شديم ، چون به ذات الجيش رسيديم ، عقد من گم شد ، و آنجا قطرهاى آب نبود با كس ، و دشتى مجدب بىنبات و بىآب بود . مصطفى ( ص ) آنجا بيستاد ، و مردمان برجستن آن برخاستند . مردمان ابو بكر را گفتند : بينى كه عائشه چه كرد ؟ رسول خدا و ياران را اينجا موقوف كرد ، و با هيچ كس قطرهاى آب نه ، در دشتى خشك . ابو بكر آمد نزديك مصطفى ( ص ) ، و مصطفى سر در كنار من نهاده بود ، و در خواب شده ، و مرا گفت كه : رسول خدا را اينجا در زمينى خشك بىآب بداشتى ، و با كس قطرهاى آب نه ، و با من عتاب ميكرد ، و آنچه اللَّه خواست ميگفت ، و سر دست در پهلوى من ميزد . مصطفى ( ص ) سر بر كنار من داشت در خواب ، و من نميتوانستم جنبيدن كه نبايد كه بيدار شود . آنجا بوديم چون بامداد شد قطرهاى آب نبود جبرئيل آمد ، و فرمان آورد بتيمّم . سيد بن حضير گفت : ما هى بأوّل بركتكم يا آل ابى بكر ؟ و چون شتر بر كرديم بر گرفتن را ، عقد من از زير پهلوى شتر بيرون آمد . 65