عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

482

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

النوبة الثالثة قوله تعالى : وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا - الآية . . . جليل است و جبّار خداى جهانيان ، كريم و غفّار ، نام‌دار ، رهىدار ، مهربان ، واحد و احد در نام و نشان ، بكرم خويش نوازندهء بندگان ، بفضل خويش سازندهء كار ايشان ، پيدا كنندهء نور عنايت خويش بر دوستان ، و آرايندهء دوستان خويش به لباس احسان . خداوندى بخشاينده ، و بر بخشودن پاينده ، و هر كس را بر خويش نماينده ، هر كس را چنان كه سزاى اوست ، و به قدر و اندازه و روش اوست ، و از هر كس آن درخواهد كه در وسع و توان اوست . نه‌بينى كه مستضعفان راه شريعت را چون رخصت نمود بنكاح كنيزك ، گفت : اگر از طول حرّه درمانيد ، و آرزوى نكاح پديد آيد ، كنيزك را بزنى كنيد ، و شهوت خويش را مدافعت مكنيد ، چون نميتوانيد ؛ و سنّت ايشان را مدد ميدهد كه : « الدّنيا متاع ، و خير متاع الدّنيا المرأة الصّالحة » ، و « تزوّجوا الودود الولود ، فانّى مكاثر بكم الأمم » ، « و عليكم بالأبكار فانّهنّ اعذب افواها ، و انتق ارحاما ، و ارضى باليسير . » نتق الرّحم كثرة الولد . يقال : امرأة ناتق ، اذا كانت كثيرة الولد . اين خود راه رخصت جويان است كه مستضعفان‌اند ، و با خود برنتاوانند . امّا جوانمردان طريقت و مجاهدان راه حقيقت ، عمل ايشان رنگى ديگر دارد ، و عشق ايشان ذوقى ديگر ، نه عذر رخصت ايشان را فريبد ، نه سلطان شهوت با ايشان برتاود ، گويى در شأن ايشان اين خبر آمد كه : « يا داود ! حذر و أنذر قومك قضاء الشهوات فان القلوب المعلقة بشهوات الدنيا ، عقولها عنى محجوبة » ، و مقام حارثه اينجا رسيد كه گفت : « عرفت نفسى عن الدّنيا فأسهرت ليلى و أظمأت نهارى ، الحديث . « و اللَّه اعلم بايمانكم بعضكم من بعض » - اين تعريض است از كفاءت دينى ، و اشارت است