عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
476
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
اين آيت دليل شافعى است ( رض ) كه گفت : مرد آزاد مسلمان نشايد كه كنيزك را بزنى كند مگر بسه شرط : يكى آنكه كنيزك مسلمان بود . ديگر آنكه مهر آزاد زن نيابد . سوم آنكه از آفت عزوبت ترسد . تا اين سه شرط جمع نشوند روا نيست كه كنيزك را بزنى كند . ابن عباس گفت : من ملك ثلاثمائة درهم وجب عليه الحجّ ، و حرّم عليه نكاح الاماء ؛ و هر كه آزاد زنى بزنى دارد ، به هيچ حال روا نيست كه كنيزك را بزنى كند ؛ و اينجا كه رخصت است بيش از يك كنيزك روا نيست كه بزنى كند . وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ - اى اعملوا على الظاهر فى الايمان فانّكم متعبّدون بما ظهر ، و اللَّه تعالى يتولّى السّرائر . بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ - فى النّسب ، اى كلّكم ولد آدم ؛ و يجوز أن يكون بعضكم من بعض ، اى دينكم واحد ، و أنتم متساوون من هذه الجهة ، فمتى وقع لأحدكم الضّرورة جاز له تزوّج الأمة . آن گه شرائط نكاح كنيزك معلوم كرد ، گفت : فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ ، ولايت مقيّد كرد كه ولىّ بايد . وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ كاوين مقيّد و فريضه كرد كه كاوين بايد ؛ « بِالْمَعْرُوفِ » يعنى من غير مطل و ضرار . « الْمُحْصَناتِ » يعنى عفائف ، « غَيْرَ مُسافِحاتٍ » اى غير زانيات علانية ، « وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ » يعنى و غير زانيات سرّا . ميگويد : كنيزكى بايد پرهيزكار و پارسا و خويشتندار ، نه زناكار نهان ، نه پليد كار آشكارا ، كنيزكى كه نكاح گيرد بشرايط اسلام نه دوستگان « 1 » گيرد ، چنان كه عادت اهل جاهليت بود كه مرد زن را خدن ميگرفت ، و زن مرد را بر هواى دل ، بىنكاح ، و بىقصد تحليل و تطييب . فَإِذا أُحْصِنَّ - بفتح الف و صاد قراءت كسايى است و حمزه و ابو بكر از عاصم . و المعنى احصنّ انفسهنّ بالتّزوّج . باقى قرّا « احصنّ » خوانند ، بضم الف و كسر
--> ( 1 ) - نسخهء ج : دوستان .