عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

445

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

است ، چنان كه اللَّه تعالى گفت : وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً ، و نسب استظهار است و قوّت ، چنان كه در خبر است : المرء كثير بأخيه ، پس كسى را كه ازين خويشان نسبى يا نزديكان سببى يكى بميرد آن داغى باشد بر دل وى ، و دردى بر جان وى . ربّ العالمين آن درد را مرهمى بر نهاد ، و از پس آن مقاسات مواساتى فرمود در مال آن گذشته ، تا چون درد از فوت وى بود ، مرهم هم از مال وى بود . اينست سنّت خداوند جلّ جلاله با دوستان خويش . اگر بر ايشان رنجى نهد به حكم تكليف از پس آن رنج ، گنجى پديد كند بنعت تخفيف . شيخ الاسلام انصارى قدّس اللَّه روحه گفت : « من چه دانستم كه مادر شادى رنج است ، و در زير يك ناكامى هزار گنج است ؟ من چه دانستم كه آرزو بريد وصالست ؛ و زير ابر جود ، نوميدى محالست ؟ ! من چه دانستم كه آن مهربان چنان بردبار است كه لطف و مهربانى او گنهكار را بيشمار است ؟ ! من چه دانستم كه آن ذو الجلال چنان بنده نواز است ، و دوستان را برو چندين ناز است ؟ ! من چه دانستم كه آنچه من ميجويم ميان روح است ، و عزّ وصال تو مرا فتوح است ؟ ! . اندر همه عمر من شبى وقت صبوح * آمد بر من خيال آن راحت و روح پرسيد ز من كه چون شدى اى مجروح ؟ * گفتم كه ز عشق تو همين بود فتوح 4 - النوبة الاولى ( 4 / 18 - 15 ) قوله تعالى : وَ اللَّاتِي يَأْتِينَ الْفاحِشَةَ و آنان كه فاحشه كنند و نابكار ،