عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

436

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

سدس بود . چنان كه ربّ العالمين گفت : وَ لِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ ؛ و اگر با وى دختر بود يا دختر پسر ، او هم سدس است بفرضيت و هم باقى بتعصيب ؛ و اگر با وى هيچ فرزند نبود پس عصبه باشد ، و بطريق تعصيب ميراث برد ؛ و چنان كه فرزندان را حجب و حرمان نيست الّا بمانع رقّ و كفر و قتل ، پدر و مادر هم چنان است . امّا مادر صاحب فرض است ، و فرض وى گاه سدس است و گاه ثلث : اگر با وى فرزند ميّت بود يا فرزند پسر ميّت ، فرض وى سدس بود ، چنان كه اللَّه گفت : وَ لِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ ، و اگر با وى فرزند ميت و فرزند پسر ميت نباشد پس فرض وى ثلث باشد ، چنان كه اللَّه گفت : فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ ؛ مگر در دو مسأله و هما زوج و ابوان ، و زوجة و ابوان ، كه درين دو مسأله ، اول نصيب صاحب فرض كه با وى است بيرون كنند ، پس ثلث آنچه بماند بمادر دهند ، نه ثلث همهء مال ؛ و اگر با مادر دو برادر يا دو خواهر ميّت بود از هر جهت كه باشد فرض وى سدس باشد ؛ چنان كه اللَّه گفت : فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ اين اخوة اينجا هم اخوان است و هم اخوة ، كه عرب دو چيز جمع شمارند ، چنان كه گفت : قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ، و نگفت طائعين ، فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما ، و نگفت « قلباكما ؛ و المعنى فيه : انّ الجمع انّما سمّى لأنّه يجمع بعضه الى بعض ، فاذا جمع انسان الى انسان فهو جمع ؛ يدلّ عليه الخبر ، و هو قوله ( ص ) : اثنان فما فوقها جماعة . حمزه و كسايى فلامّه بكسر الف خوانند ، از بهر آنكه ضمهء ميان دو كسره ثقيل دارند . باقى بضم الف خوانند ، رجوعا فيها الى الأصل . مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها - قراءت مكى و شامى و ابو بكر بهر دو جايگه بفتح صاد است بر فعل مجهول ، باقى بكسر صاد خوانند ، و اختيار بو عبيده و بو حاتم كسر است ، از آنكه ذكر ميّت از پيش رفت ، و اسناد فعل با وى است . و مؤيّد اين قراءت آن دو حرف ديگر است : يوصين و توصون ، و معنى آيت آنست كه اين ميراث پس از آن قسمت كنند كه