عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

432

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و هر كه نافرمان آيد در خداى و در رسول وى ، وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ و درگذرد از اندازه‌هاى وى ، يُدْخِلْهُ ناراً در آرد وى را در آتشى خالِداً فِيها جاويدان در آن ، وَ لَهُ عَذابٌ مُهِينٌ ( 14 ) و او راست عذابى خوار كننده و نوميدى پيش آرنده . النوبة الثانية قوله تعالى : إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً الآية . . . - اين آيت در شأن قيّمان مستحلّ فرو آمد ، ايشان كه مال يتيمان خورند بناحق ؛ و اين آنست كه قيّم بيش از آن مزد كه وى را بود بمعروف . از مال يتيم بر گيرد . مقاتل حيان گفت : مردى بود از قبيله غطفان ، او را مرثد بن زيد ميگفتند ، پسر برادر وى يتيم بود ، و مال آن يتيم در تحت ولايت و تصرّف وى بود . دست در نهاد و از آن مال يتيم آنچه خواست برگرفت و خورد و داشت . رب العالمين در شأن وى اين آيت فرستاد . إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً - يعنى عاقبت و سرانجام خورندهء مال يتيم آتش است . اين همچنانست كه مصطفى ( ص ) گفت كسى را كه از پيرايهء زرين يا سيمين آب خورد : انّما يجرجر « 1 » فى بطنه نار جهنّم ، يعنى عاقبت وى آنست كه به آتش رسد . و قال ( ص ) : البحر نار فى نار ، اى عاقبته كذلك . و ذكر بطون در آيت بسط سخن راست ، و تعجيل وعيد را ، چنان كه گويند : فلان چيز طوق كردند در گردن وى ، و طوق خود در گردن بود ؛ و چشم وى از چشم خانه بركشند ، و چشم خود در

--> ( 1 ) - جرجر الشراب : آواز كرد ، و جرجره : شراب با آواز خورانيد او را ، جرجرة آواز كردن گلو ( منتهى الارب ) .