عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
33
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
دعا كرد گفت : بار خدايا ! قوت آل محمد قدر كفايت كن ! اين قدر كفايت چون براى فراغت عبادت بود خود عين عبادتست كه زاد راه است و زاد راه هم از راهست . شيخ ابو القاسم گرگانى را ضيعتى بود حلال ، كه از آن كفايت وى در آمدى ، يك روز غله آن ضيعة آورده بودند . شيخ يك كف از آن بر گرفت و گفت : « اين با توكل همهء متوكلان عوض نكنم » و سر اين كسى شناسد كه بمراقبت دل مشغول بود ، و داند كه فراغت از كفايت چه مدد دهد رفتن راه راه . . إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ الاية . . . اگر هر چه خزائن زمين است و اموال دفين است كافران را باشد و جمله فداى تن خويش كنند تا خود را به آن باز خرند ، و از عذاب اللَّه برهند ، ازيشان نپذيرند و آن انفاق مال ايشان را سود ندارد و به كار نيايد ، خواه تا در مواساة درويشان بود ، خواه تا در مصالح عموم خلق از بهر آنكه عبادت مالى در مراتب طاعت رتبت سوّم است : نخست اعتقاد صافى بايد ، پس عبادت بدنى ، پس عبادت مالى . و كافران را نه اعتقادست ، و نه عبادت بدنى پس عبادت مالى ايشان را بچه كار آيد و چه سود دارد ؟ باز بنده مومن دلى دارد معتقد ، زبانى دارد موحّد ، اركانى دارد متعبّد ، پس اگر سر اعتقاد دل و ذكر زبان و تعبّد اركان صدقهء دهد ، يا بوجهي از وجوه خيرات خرجى كند ، اگر چه شبهت را در آن مدخل بود اميدست كه چون بدرقه اعتقاد با آن همراه بود ، آن را ردّ نكنند . ازين عجبتر كه با صفاى اعتقاد احكام اصول سنت اگر از اعمال خيزد ز ديوان وى چيزى بر نيايد هم اميد رستگارى هست . به حكم آن خبر كه مصطفى ص گفت : « يقول اللَّه تعالى قد شفع النبيون و الملائكه و المؤمنون و بقى ارحم الراحمين . » قال : فيقبض قبضة او قبضتين من النار فيخرج خلقا كثيرا لم يعملوا خيرا . 4 - النوبة الاولى ( 3 / 15 - 14 ) قوله تعالى زُيِّنَ لِلنَّاسِ برا راستند مردمان را حُبُّ الشَّهَواتِ . دوستى