عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

361

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

يا معشر المؤمنين ، على ما أنتم عليه من التباس المنافق بالمؤمن ، و المؤمن بالمنافق ، حتّى يميز المنافق من المؤمن . ميگويد : خدا بر آن نيست كه شما كه مؤمنان‌ايد آميخته با منافقان بهم فرو گذارد ، تمييز ناكرده ؛ يعنى بران است كه تمييز كند ، و منافق از مؤمن جدا كند ، و اين تمييز آنست كه تكليف جهاد كند ، و بنصرت و تقويت دين اسلام فرمايد ، تا هر چه منافق بود فاپس نشنيد از رسول خدا ( ص ) ، و جهاد نكند . و هر چه مؤمن بود با رسول خدا ( ص ) برخيزد و با اعداء دين بكوشد . رب العالمين اين بگفت و بجاى آورد روز احد ، كه منافقان نفاق خويش اظهار كردند آن روز ، و از جهاد تخلف نمودند . ابن كيسان گفت : معنى آيت آنست كه خدا بر آن نيست كه شما را باقرار مجرد فروگذارد ، و فرائض و واجبات دين بر شما ننهاده ، و بجهاد و قتال نفرموده ؛ يعنى جهاد فرمايد و فرائض طاعات بر شما نهد تا پيدا گردد كه پاينده بر ايمان و برقرار كيست ؟ و باز پس نشنيده از ايمان كيست ؟ ضحاك گفت : اين خطاب با منافقان و مشركانست ، ميگويد : خدا بر آن نيست كه مؤمنان فرزندان شما در اصلاب مردان و ارحام زنان شما آميخته فروگذارد ، بلكه جدايى افكند ميان شما و ميان مؤمنان كه در اصلاب و ارحام زنان شمااند . حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ - قراءت حمزه ، و على ، و يعقوب بتشديد است و بضم يا ، و باقى بتخفيف و نصب يا خوانند ، و معنى هر دو لغت يكسان است . يقال مزت الشّىء اميزه ميزا ، و ميّزته تمييزا . گفته‌اند كه : « خبيث » اينجا گناه است و « طيّب » مؤمن ، يعنى كه ربّ العالمين از مؤمن گناه فرو نهد ، بمحنتها و مصيبتها و بليّتها كه در دنيا بوى رساند . ازينجا مصطفى ( ص ) گفت : « ما يصيب المؤمن و صب ، و لا نصب ، و لا سقم ، و لا اذى ، و لا حزن ، حتّى الهمّ يهمّه ، الّا كفّر اللَّه به خطاياه » . اما وجوه « طيّب » در قرآن چهار است : يكى بمعنى مؤمن ، چنان كه درين آيت و در سورة الانفال :