عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
359
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
يَوْمَ الْقِيامَةِ روز رستاخيز ، وَ لِلَّهِ مِيراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و خدا راست هفت آسمان و هفت زمين بازماندنى از خلق ، وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ( 180 ) و اللَّه به آنچه ميكنيد آگاه است . لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ بدرستى كه خداى بشنود « 1 » ، قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا سخن ايشان كه گفتند : إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ كه خداى درويش است و ما بىنيازان ، سَنَكْتُبُ ما قالُوا آرى بنويسيم بر ايشان آنچه گفتند ، وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ و كشتن ايشان پيغامبران را ، بِغَيْرِ حَقٍّ بناسزا و بى حق ، وَ نَقُولُ و گوئيم ايشان را فردا ، ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ ( 181 ) ميچشيد « 2 » عذاب آتش . ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ و اين عذاب به آنست كه دست شما پيش فرا فرستاد از كرد ، وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ ( 182 ) و به آنست كه خداى بندگان را ستمكار نيست . الَّذِينَ قالُوا ايشان كه گفتند : إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا كه خداى پيمان گرفت بر ما ، أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ كه نگرويم هرگز بفرستادهاى ، حَتَّى يَأْتِيَنا بِقُرْبانٍ تا آن گه كه آن فرستاده قربانى آرد بما ، تَأْكُلُهُ النَّارُ كه آتش بپذيرفتارى آن را بخورد ، قُلْ گوى [ ايشان را ] ، قَدْ جاءَكُمْ آمدند بشما ، رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي فرستادگان از پيش من ، بِالْبَيِّناتِ به پيغامها و نشانهاى درست ، وَ بِالَّذِي قُلْتُمْ و آنچه شما گفتيد [ از قربانهاى آتش قبول خورده ] ، فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ چرا كشتيد ايشان را ؟ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 183 ) اگر مىراست گوئيد . فَإِنْ كَذَّبُوكَ پس اگر جهودان ترا دروغزن گيرند ، فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ دروغزن گرفتند پيش از تو پيغامبران را ، جاؤُ بِالْبَيِّناتِ كه
--> ( 1 ) - نسخهء ج : بشنيد . ( 2 ) - نسخهء ج : بچشيد . )