عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

29

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

كَفَرُوا يعنى - اليهود . سيغلبون يعنى - كفار مكه ، فرا كافران اهل توريت گوى : كه اين مشركان قريش كه دشمنان منند ايشان را بازخواهند شكست امروزه در دنيا ، و بدوزخ خواهند راند فردا بقيامت . و اين شكستن روز بدر است كه مسلمانان كافران را بكشند و بهزيمت كردند . مصطفى ص آن روز كه اين آيت آمد كافران را گفت : إن اللَّه غالبكم و حاشركم إلى جهنم - و اين آيت دليلى روشنست بر صدق نبوت مصطفى و صدق سخن وى كه پيش از آن خبر باز داد كه مسلمانان را غلبه و قوت خواهد بود بر كافران يعنى روز بدر ، و هم چنان بود كه وى گفته بود و خبر داده . قول ابن عباس آنست كه قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا اين كافران جهودان مدينه‌اند و قصه آنست كه چون مشركان قريش ابو سفيان بن حرب و اصحاب او روز بدر بهزيمت شدند و شكسته گشتند و مسلمانان را قوت و نصرت بود جهودان مدينه گفتند : « هذا و اللَّه النّبيّ الامّى الذى نجده فى كتابنا التورية بنعته و صفته و مبعثه و انه لا تردّ له راية » گفتند و اللَّه كه آن پيغامبرست كه ما نام و صفت و مبعث وى در كتاب خويش يافته‌ايم ، و دانسته كه وى را بر همكنان غلبه و قوتست ، و علم نبوت وى آشكارا . و بران بودند كه اتباع وى كنند و بوى ايمان آرند ، پس قومى ازيشان گفتند : اين چه تعجيل است ؟ بگذاريد تا وقعهء ديگر بيفتد ميان وى و ميان دشمنان وى ، اگر او را دست بود و به آيد در آن وقعه ، پس همه بوى ايمان آريم ، نه بس برآمد تا وقعهء احد بيفتاد ، و مسلمانان بهزيمت شدند چنان كه قصه است . آن جهودان باز به شك افتادند . شقاء ازلى و حكم إلهى بكفر ايشان در رسيد ، و ايشان را از آن گفت و همّت باز پس آورد و هيچكس از ايشان مسلمان نشد ، و عهدى نيز كه داشتند با رسول خدا آن عهد بشكستند ، و كعب اشرف كه سر ايشان بود و با شصت سوار سوى مكه شد و با كافران مكه در عداوت مصطفى راست شد و برين اتفاق كردند كه كلمه‌شان يكسان باشد ، و در مخالفت موافقتى نمودند و عهدى بستند ، و بمدينه باز