عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

323

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

قوله مِمَّا يَجْمَعُونَ - حفص تنها بيا خواند بر فعل غائب . و ديگران بتاء مخاطبه خوانند . رب العالمين درين دو آيت مؤمنان را بمرگ تهنيت كرد ، و مرگ ايشان مرگ كرامت كرد . و على الجمله مرگ بر دو قسم است : يكى در راه خدا ، ديگر در راه شيطان . اما آنچه در راه خدا بود يكى مرگ شهيدانست كه در سبيل خدا كشته شوند ، چنان كه اينجا گفت : وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ . ديگر مرگ عارفانست كه در رضاء خدا و خوشنودى از وى بميرند ، چنان كه گفت : « او متّم » يعنى فى سبيل اللَّه و رضاه من غير قتل . و هم الّذين قال فيهم النبى : « انّ للَّه عبادا يصونهم عن القتل و الزلازل و الاسقام ، يطيل اعمارهم فى حسن العمل ، و يحسن ارزاقهم ، و يحييهم فى عافية ، و يقبض ارواحهم فى عافية على الفرش ، و يعطيهم منازل الشهداء . » اين دو گروه ايشانند كه مرگ ايشان را تحفه است ، چنان كه مصطفى ( ص ) گفت : « تحفة المؤمن الموت » . و سر انجام ايشان آنست كه اللَّه گفت : الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ اما آن مرگ كه در راه شيطان بود نيز بر دو قسم است : يكى آنكه بيگانه زادند او را و بيگانه مرد . رب العالمين در وصف ايشان گفت : وَ لَوْ تَرى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَراتِ الْمَوْتِ . ديگر آنست كه : مسلمان زادند او را و كافر مرد . آن مسكين چون در سكرات مرگ افتد روى معرفتش بنكرت سياه شود ، جان از تن بر آيد ، و ايمان از دل بر آيد ، تن ماند بىجان ، و دل ماند بىايمان . ضربت ملك الموت بر تن آيد و قطيعت ملك بر دل افتد ، بيچاره سالها در مسلمانى رفته و بر كفر مرده ! مسلمانان بر وى نماز كرده ، و وى خود رانده ! سرانجام اين دو فرقت آنست كه رب العالمين گفت : لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ وَ يَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً . و به قال النبى ( ص ) : « الا انّ بنى آدم خلقوا على طبقات شتّى ، فمنهم من يولد مؤمنا ، و يحيى مؤمنا ، و يموت مؤمنا » .