عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

305

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

قولهُ : وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ الآية . نفسها آنست كه اللَّه شمرد ، زندگيها آنست كه وى ساخت . اجلها آنست كه وى نهاد . روزيها آنست كه وى داد . نه افزود و نه كاست ! اين است سخن راست ! يكى را با دنيا داد ، يكى با عقبى ؛ يكى با مولى . و هر يك « 1 » را مراد خود بداد . دنيادار را گفت : وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها . عقبى جوى را گفت : وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها ، باز مولى جويان را از هر دو جدا كرد . و ايشان را شاكران خواند و گفت : وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ - جزاء ايشان در ارادت ايشان نيست كه ايشان را خود ارادت نيست . ارادت ايشان فداء ارادت حق بود . به موسى ( ع ) وحى فرستاد « 2 » كه : يا موسى ! خواهى كه بجايى رسى ، مراد خود فداء مراد ازلى ما كن ، و ارادت خود در باقى كن . پير طريقت جنيد وقتى در اثناء مناجات از حق درخواستى كرد ، بسرّش ندا آمد كه : « يا جنيد خلّ بينى و بينك » ميان من و تو مىدرآيى ؟ من خود دانم كه ترا چه سازد . و چه به كار آيد ؟ آنچه فرستم بپذير ، و آنچه فرمايم بكن . پس چون بنده را خواستى نبود ، ربّ العالمين وى را به از آن دهد كه بنده خواهد ، چنان كه در خبر است : « من شغله ذكرى عن مسألتى اعطيته افضل ما اعطى السّائلين » . فَآتاهُمُ اللَّهُ ثَوابَ الدُّنْيا وَ حُسْنَ ثَوابِ الْآخِرَةِ در ثواب آخرت « حسن » گفت : يعنى نيكو است آن ثواب ، و در ثواب دنيا آن نگفت . از بهر آنكه ثواب آخرت پاينده است و ثواب دنيا گذرنده ، آن بودنى است بر دوام بىآفت ، و بىفتنت . و اين بريدنى است عن قريب ، هم با آفت و هم با محنت . وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ - اين محسنان آن شاكرانند كه درين آيت گفت . و جزا كه آنجا اشارت كرد محبت است كه اين جا بيان كرد . و احسان آنست كه مصطفى ( ص ) گفت بجواب جبرئيل : « ان تعبد اللَّه كأنّك تراه » . احسان صفت

--> ( 1 ) - نسخه : يكى ( 2 ) - نسخه : آمد