عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
289
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
فيوم علينا و يوم لنا * فيوما نساء و يوما نسرّ فذلك قوله عزّ و جلّ : وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ . ابن عباس گفت : روز احد ، ابو سفيان بر سر كوه شد ، ساعتى بايستاد و آن گه گفت : اين ابن كبشة ؟ اين ابن ابى قحافه ؟ اين ابن الخطاب ؟ عمر جواب داد و گفت : هذا رسول اللَّه ، هذا ابو بكر ، و ها أنا ذا عمر . ابو سفيان گفت : « يوم بيوم و انّ الايّام دول و الحرب سجال « 1 » » عمر گفت : لا سواء ، قتلانا فى الجنّة و قتلا كم فى النّار . وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا - علم اينجا بمعنى ديدار است ، ليعلم اى ليرى . قتيبى گفت : خداى را دو علم است : يكى پيش از كار ، و ديگرى پس از كار . داند كه چه خواهد بود پيش از بود آن خبر « 2 » ، و داند كه چه بود پس بود آن خبر « 3 » . و گفت كه : اين علم دوم معنى آن ديدار است ، و آن در قرآن جايها است . و عرب از رؤيت بعلم و از علم برؤيت كنايت كنند ، چنان كه گفت عزّ و علا : أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ و أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا و امثال اين فراوانست . وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ - ميگويد : تا از شما گواهان گيرد خويشتن را ، و شما يكديگر را ، تا گواه شويد بر آن كس كه جان بذل كرد از بهر خداى ؛ و آن كس كه جان خود بذل كرد در خلاف خداى . و گفتهاند : شهداء اينجا شهيدانند ، « سمّوا بذلك لأنّهم عاينوا ثوابهم و شهدوا فى مكانهم ، » و اين به آن گفت كه مسلمانان ميگفتند : اگر ما را روزى بود چون روز بدر در آن روز با كافران قتال كنيم ، و از خدا شهادت خواهيم . ربّ العالمين گفت : روز احد كه كافران را دولت داديم نه از دوستى ايشان بود وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ اى الكافرين ، لكن از بهر آن بود كه مسلمانان شهادت ميخواستند ، و نيز خداى خواست كه مؤمنان را به آن رنجها و مصيبتها كه آن روز بايشان رسيد ، و صبر كردند ، ايشان را از گناهان پاك گرداند و صافى و هنرى
--> ( 1 ) - يقال : الحرب بينهم سجال ، اى تارة لهم و تارة عليهم . ( المنجد ) ( 2 ، 3 ) - نسخه : چيز