عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

272

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ديدند ، شادان و إ تماشاكنان ، و آن در اندرون هم چنان استوار برگرفته . هارون را از حال وى خبر كردند . او را بخواند ، گفت : « من اخرجك من البيت ؟ » ترا از آن اندرون كه بيرون آورد ؟ جواب داد : آن كس كه مرا ببستان فرو آورد ! گفت : ترا كه ببستان فرو آورد ؟ گفت : آن كس كه مرا از خانه بدر آورد ! هارون بفرمود : تا او را بعزّ و ناز بر نشاندند ، و گرد شهر بر آوردند ، و منادى در پيش داشته و ميگويد : ألا ان هارون الرشيد اراد أن يذل عبدا اعزه اللَّه فلم يقدر . إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ - اين نصرت دادن بواسطهء ملك اكرام مؤمنانست و زيادتى نعمت بر ايشان ، و سكون دل ايشان ، كه نظر بعضى از ايشان از حاشيهء ظاهر بر نگذشته بود . پنداشته بودند كه نصرت همه با عدد است . امّا آنان كه نور يقين در دل ايشان جاى داشت ، و سرّ ايشان با وعدهء اللَّه آرام داشت ، نظر خاصّ ايشان آنجا رسيد كه وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ . گفته‌اند : آنجا كه نصرت ملكى بود چه حاجت بعدد ملكى بود ؟ ! همانست كه جاى ديگر گفت : كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ، چون باذن اللَّه گفت چه باك اگر لشكر اندك بود و عدد كم ، و ياران ضعيف ؟ ضعيف‌تر از لشكر مرغ نبود و قوىتر از اصحاب فيل نبود ؟ ! هين تا چه رسيد بايشان از آن مرغان ؟ ! و كهتر و كمتر از پشه نيايد و جبّار طبعى قوىتر از نمرود نبود ؛ ببين تا چون هلاك شد ، و بدست پشه‌اى درماند ! تا بدانى كه نصرت و هزيمت همه از خداست ، نواخت و سياست همه ازوست ، و كارها همه در يد اوست و بمشيّت اوست ، همين است كه با سيّد اوّلين و آخرين گفت : لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ - اى سيّد ! ترا از كار چيزى نيست ، آن همه منم كه خداوندم ، من بودم و من باشم ، كارها خود گزارم ، راه خود نمايم ، دل خود گشايم ، بكس باز نگذارم . و هم ازين بابست آنچه گفت : وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ -