عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
246
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذىً - اى الّا ضررا يسيرا باللّسان مثل الوعيد و البهت . وَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ - منهزمين . ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ . ربّ العالمين اين وعدهء نصرت كه مؤمنان را داد راست كرد تا هرگز جهودان مدينه با رسول خدا و با مسلمانان جنگ نكردند كه نه هزيمت و شكستگى بر ايشان بود . و روا باشد كه اين آيت بر عموم برانند ، يعنى هر چه از كافران بمؤمنان رسد از ناسزا گفتن و جنگ كردن ، آن رنجى بود عارض ، نه پاينده ، كه عاقبت بهر حال مؤمنان را باشد . چنان كه گفت : وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ و وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى . قوله تعالى : ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ - گفتهاند كه : اين مخصوص است در جهودان بنى قريظه كه خوارى و بيچارگى و فروتنى بر ايشان زدند ، چنان كه مهر بر دينار زنند . و روا باشد كه اين خبر بمعنى امر بود ، يعنى كه جهودان را هميشه خوار داريد ، و بخوارى از ايشان جزيت ستانيد ، چنان كه جاى ديگر گفت : حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ . اگر كسى گويد كه چونست كه اين مذلت و مسكنت بر ايشان زدند ، و بسيار افتد از ايشان كه با مال و جاه باشند ؟ جواب آنست كه اعتبار به آحاد اشخاص نيست كه اعتبار بعموم است ، و اعتبار باعراض دنيوى و مال و جاه نيست كه اعتبار باحوال شرعى است ، و بعزّ و ذلّ دينى ، آن عزّت كه اللَّه گفت : وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ . اگر در بعضى جهودان و ترسايان عزّى دنيوى بود مآل و مرجع آن با ذلّ است ، پس حقيقت آن ذلّ است نه عزّ . همچنين مسكنت نه همانست كه بىمال بود ، بلكه حقيقت مسكنت حرص است و فقر نفس و فقر دين . قال النّبي ( ص ) : « الغنى غنى النّفس » . حكيمى را گفتند كه : فلان كس توانگر است . آن حكيم جواب داد كه : وى توانگر نيست كثير المال است ، توانگرى ديگر بود و فراوانى مال ديگر ، و به يقول الشاعر :