عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
241
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
بندهء خاص ملك باش كه با داغ ملك * روزها ايمنى از شحنه و شبها ز عسس سوختهء وصلتاند و كشتهء محبّت ، خونشان هدر ، و مالشان تلف ، امّا دلشان در قبضه ، و جانشان در كنف . اين چنانست كه گويند : دلبرى دارى به از جان ، غم مخور گو جان مباش من كان فى اللَّه تلفه ، كان اللَّه خلفه . قوله : وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا - تفرّق ديگرست و اختلاف ديگر . تفرّق ضدّ اجتماع است ، و اختلاف ضدّ اصطلاح . تفرّق پراكندگى اصحاب طريقت است ، و اختلاف پراكندگى ارباب شريعت . تفرق آنست كه مراد بنده ديگر بود و مراد حق ديگر ، و اجتماع آنست كه مراد بنده و مراد حق يكى شود . و فى الخبر : « من جعل الهموم همّا واحدا كفاه اللَّه هموم الدّنيا و الآخرة » . و گفتهاند : تفرّق آنست كه نظارهء خلق كند و اسباب بيند لا جرم هرگز از رنج و خصومات خلق بر نياسايد ، و اجتماع آنست كه نظارهء حق كند ، داند كه حق يكتا و كار از يك جا ، و حكم ازين يك در . امّا اختلاف ارباب شريعت بر دو ضربست : يكى در اصول دين ديگر در فروع . اما اختلاف در اصول عظيم است و خطرناك ، لا بد يكى از دو بر حق است و يكى بر باطل ، كسى را كه مقصدش مغرب است و آن گه راه مشرق گيرد هرگز كى به مقصد رسد ! هر چند كه رود از مقصد هر روز دور تر شود ، و باز ماندهتر ، و هو المشار اليه بقوله تعالى : وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ . اما اختلاف امّت در فروع چنانست كه قومى روى نهند بيك مقصد اندر راههاى مختلف ، بعضى دور و بعضى نزديك ، هر چند كه در روش مختلف باشند اما در مقصد يك جاى فرود آيند ، و مجتمع شوند . اين اختلاف عين رحمت است . و اليه اشار النّبي ( ص ) : « الاختلاف فى امّتى رحمة » ، يعنى رحمتى بود از خداوند بر خلق