عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

200

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

در آن نخل فراوان و آب روان . چون اين آيت آمد گفت : يا رسول اللَّه ! از مال خويش هيچ چيز دوست‌تر ازين بستان ندارم ، و خداى ميگويد : آنچه دوستر داريد خرج كنيد تا به آن نواخت رسيد كه از من مىپيوسيد . اكنون اين بستان در راه خدا به صدقه دادم و اميد دارم كه مرا ذخيره‌اى باشد آن جهانى نزديك خداوند عزّ و جلّ . مصطفى ( ص ) گفت : « بخٍّ بخٍّ ، ذلك مال رابح لك » . نيك آمد نيك آمد ، سودمند است اين مال ترا . آن گه گفت : يا ابا طلحه من چنان بينم كه در خويشان خود نفقت كنى و صلة رحم در آن بجاى آرى . بو طلحه همان كرد ، بابناى اعمام و نزديكان خويش قسمت كرد و بايشان داد . ابو ذر غفارى را مهمانى رسيد ، به آن مهمان گفت كه : اين ساعت مرا عذرى است كه بيرون نتوانم شد . تو بفلان جايگه شو كه شتران من ايستاده‌اند ، يكى نيكوتر فربه‌تر بيار ، تا خرج كنيم . آن مهمان رفت و يكى ضعيف‌تر نزارتر بياورد . ابو ذر گفت : اين چه بود كه كردى ؟ كه آن نزارتر آوردى ، و فرمان من نبردى ؟ گفت : آن فربه‌تر نيكوتر از آن نياوردم تا روز حاجتت بود كه حاجت ازين مهم‌تر افتد . ابو ذر گفت : « حاجت من اين است كه با من در خاكست ، و مهم من اين است كه در گور با من قرين است . » اين چنين است ! و بر سر اين آنست كه ربّ العالمين گفت : لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ . در آثار بيارند كه سائلى بر در ربيع خثيم باستاد . ربيع گفت : اطعموه سكّرا ، او را شكر دهيد . گفتند : يا ربيع او را شكر چه به كار آيد ؟ او را طعام و خوردنى بايد . ربيع گفت : « ويحكم ! اطعموه سكرا فانّ الرّبيع يحبّ السّكّر و ربّ العالمين يقول : لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ . و يقال احضر ذات يوم داره مجنونا و امر ان يتّخذ له فالوذجا من السّكر الأبيض . فقيل له : و كيف يدرى هذا المجنون انّه اتّخذ من السّكّر الأبيض ؟ فقال : هو