عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
196
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
ذَهَباً وَ لَوِ افْتَدى بِهِ . اين « واو » معنى عموم را درآورد . ميگويد : اگر كسى چندان كه يك روى زمين زر از آن او باشد و بقربت و طاعت خرج كرده باشد در دنيا ، چون بر كفر ميرد آن وى را هيچ به كار نيايد ، و نپذيرند ؛ كه آن انفاق از متّقيان پذيرند نه از كافران ، و ذلك في قوله تعالى : إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ . و روا باشد كه اين بر آخرت حمل كنند ، يعنى در قيامت آن كافر كه بر كفر مرده باشد اگر بپرى روى زمين زر دارد و خواهد كه تا خود را از عذاب اللَّه به آن باز خرد ، وى را سود ندارد ، و از وى نپذيرند . و فى ذلك ما روى انّ النّبي ( ص ) قال : يجاء بالكافر يوم القيامة فيقال له أ رأيت لو كان لك ملأ الارض ذهبا لكنت مفتديا به ؟ فيقول نعم ! فيقال لقد سئلت ما هو ايسر من ذلك . النوبة الثالثة قوله تعالى : وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ الآية . . . هر دين كه نه اسلام ، باطل است . هر عمل كه نه اتّباع سنّت ، تخم حسرت است . اسلام درخت است ، سنّت آبشخور آن ، و ايمان ثمرهء آن ، و حق جلّ شأنه نشانندهء آن و پرورانندهء آن . و اين چشمهء سنّت مدد كه ميگيرد از عنايت الهى ميگيرد . اگر العياذ باللّه آن عنايت باز گيرد چشمه خشك شود ، و شجره معطّل و عقيم گردد ، و نيز ثمرهء ايمان ندهد ، و بر شرف زوال و هلاك بود . اين مثل آن گروه است كه مرتدّ شدند و از اسلام برگشتند ، باز چون عنايت ربّانى سابق بود و چشمهء سنّت مدد دهد ، از كلمهء طيّبه آن شجره را فرع سازند ، و از عقيدهء پاكيزه ثمرهاى سازند ، و آن فرع را از آسمان هدايت مصعد سازند ، و ثمرهء آن در حال حياة و مماة مستدام گردانند . تا هرگز منقطع نگردد . اين است كه ربّ العالمين بر طريق مثل گفت : ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ ، أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها .