عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

192

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

حكم است . امّا كودك و ديوانه را ردّت ايشان درست نباشد ، لقوله عليه السّلام : رفع القلم عن ثلاثة ، عن الصّبى حتّى يبلغ ، و عن النّائم حتّى يستيقظ ، و عن المجنون حتّى يفيق » و مكره را همچنين لقوله تعالى : إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ . و مست را دو طريق است چنان كه در طلاق است . و قتل مرتدّ حقّ خدا است ، و سياست شرعى جز امام اعظم را نرسد كه اين سياست كند ، اگر آزاد باشد آن مرتدّ يابنده . و شافعى را دو قول است كه پيش از قتل از مرتدّ توبت خواهند يا نه ؟ و درست آنست كه از وى توبت خواهند . اگر در آن ساعت توبت كند ، و الّا بكشند . و مال وى بعد از قضاء ديون و حقوق مسلمانان فىء باشد بدرست‌ترين اقوال ، و فرزندان وى را حكم بردگان و جزيت داران نيست . امّا چون بالغ شوند احكام و شرائط اسلام از ايشان در خواهند ، اگر به آن درست آيند ، و الّا ايشان را بكشند . و اگر دو مرد مسلمان بر ردّت كسى گواهى دهند و وى انكار كند ، مجرّد انكار وى در حق وى اسلام نيست تا وى را تلقين شهادت نكنند و نگويد : « لا إله الّا اللَّه و محمّد رسول اللَّه » . و اگر طائفه‌اى كه ايشان را شوكت و منعت باشد مرتدّ شوند بر امام اعظم واجب است كه بجنگ ايشان شود ، يا ايشان را باسلام باز آرد يا از زمين بردارد . قوله : كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ - بعضى مفسّران گفتند : اين در شأن جهودان آمد كه پيش از مبعث مصطفى ( ص ) بوى ايمان آورده بودند ، و بعد مبعث بوى كافر شدند « وَ شَهِدُوا » اى و بعد ان شهدوا انّ محمدا حقّ . وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ - ما بيّن فى التّوراة من نعته و صفته . وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ - همان است كه جاى ديگر گفت : إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً . اگر كسى گويد چونست كه ربّ العالمين اينجا هدايت از كافر نفى كرد ، و جاى ديگر گفت وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ ؟ جواب آنست كه هدايت بر سه ضرب است : يكى عقل