عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

185

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

شكر و سپاس‌دارى بود رواست ، كه ربّ العالمين گفت : وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ، و نيز مؤمنان خواستند كه به اين اعتراف از كافران جدا مانند و حق از باطل جدا كنند ، يقول تعالى : حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ . و گفته‌اند كه مؤمنان به اين استسلام قصد اخلاص كرده‌اند كه از جهت شرع به آن مأموراند . قال اللَّه تعالى : وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ يعنى كه ما خداى را مسلمان شديم و گردن نهاديم نه ديگرى را ، و على هذا قال عزّ و جلّ : قُلْ إِنَّما أَدْعُوا رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِهِ أَحَداً النوبة الثالثة قوله تعالى : ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ الآية . . . جليل و جبّار ، خداوند بزرگوار ، كردگار نام‌دار ، جلّ جلاله ، و عظم شأنه پيش از ايجاد عالم ، و پيش از خلق آدم ، بعلم قديم خود دانست كه از فرزندان آدم سزاوار نبوت و ولايت كيست ؟ و اهل محبت و شايستهء رسالت كيست ؟ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ . آن را كه در ازل داغ مهجورى نهاد ، و رقم بىخبرى كشيد امروز معصوم و راست راه چون شود ؟ و آن را كه رايگانى دولت داد و راه صدق و عصمت فرا پيش نهاد امروز بىراه و بد حال چون بود ؟ پس چه صورت بندد و چون بوهم درآيد ؟ و هرگز نبود كه مصطفى ( ص ) گزيده و عيسى ( ع ) نواخته بعد از كرامت نبوت ، و تأييد عصمت ، و قوّت رسالت پاى از رقم برگيرند و خلق را گويند : كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ . ربّ العالمين يحكم اختيار ازلى و عنايت سرمدى از بهر ايشان جواب داد ، و نيابت داشت كه ايشان اين نگويند ، و لكن گويند : كُونُوا رَبَّانِيِّينَ اى كونوا من المختصّين باللّه الّذين وصفوا بقوله : و اذا احببته كنت سمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصر به . ربانيان بر مذاق اهل معرفت ايشانند كه خداى را يگانه شوند در تجريد قصد ، هم در صحّت توكل ، هم در نسيم انس . قدم از دو گيتى برگرفته ، و دست