عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
162
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
پيش علم از ايشان نفى كرد و گفت : وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ؟ جواب آنست كه : آنچه از ايشان نفى كرد آنست كه در ابراهيم ( ع ) دعوى كردند كه جهود بود يا ترسا ، و آن نه در كتاب ايشان بود ، نه ايشان را در آن هيچ علم بود ، و آنچه ايشان را درين آيت اثبات كرد از علم بيان صفت نعت محمد ( ص ) كه در تورات و انجيل خوانده بودند و دانسته ، و آن گه بپوشيده بودند و انكار كرده ، و اين غايت ذمّ است كه آنچه دانند انكار كنند ، و آنچه ندانند به آن دعوى كنند . قوله تعالى : وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ الآية . . . - قول سدى و حسن آنست كه : اين جهودان خيبر بودند ، دوازده مرد از احبار ايشان كه با يكدگر گفتند : راه اينست كه در اوّل روز در دين محمد ( ص ) شويد و آشكارا به او گرويد و اقرار دهيد به زبان بيرون ، از اعتقاد و دل ، و آن گه شبانگاه باز شويد و گوئيد : ما با تورات باز رسيديم و از نشانهاى پيغامبر آخر الزّمان در تو چيزى نمىبينيم ، و آن پيغامبر تو نهاى ، ما از اقرار خود باز آمديم . لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ - اين « ها و ميم » با مؤمنان شود ، يعنى كه ايشان با همدگر گفتند كه : چنين كنيد مگر اصحاب محمد ( ص ) و ايشان كه بوى گرويدهاند چون شما را كه اهل كتابايد و دانايان در كار محمد ( ص ) ، چنين بينند ايشان در شكّ افتند ، و از تصديق او باز گردند ، و بدين ما درآيند . مجاهد و مقاتل و كلبى گفتهاند : اين آيت در شأن قبله آمد كه چون با كعبه گردانيدند بر جهودان دشخوار آمد ، كعب بن الاشرف و مالك بن الضيف با اصحاب خود گفتند كه : بامداد با محمد ( ص ) نماز بكعبه كنيد و تصديق وى كنيد ، و در آخر روز بوى كافر شويد و با صخره گرويد كه قبلهء شما است . ربّ العزّت مصطفى را و مؤمنان را از مكر ايشان خبر كرد و سرّ ايشان آشكارا كرد ، و اين آيت فرو فرستاد : وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا اين كه گفتند بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا ،