عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
148
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
ميگويد : اين پيغام كه به تو فرستاديم از قصهء عيسى ( ع ) و آدم ( ع ) راست است و درست ، و گفت ترسايان در عيسى باطل ، كه معبود جز خدايى عزّ و جلّ نيست ، و عزّت جز عزّت او نيست ، و حكم جز حكم او نيست ، آن گه تعظيم را نام اللَّه اعادت كرد و گفت : وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ خداى است كه كس با وى نتاود ، و خدايى را او بشايد ، و فرزند و انباز ندارد . حكيم است كه كارها بحكمت كند و عدل و راستى در آن نگه دارد . فَإِنْ تَوَلَّوْا - اگر برگردند از مباهلت و نپذيرند كلمهء حق و بيان راست ، فَإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِينَ آن برگشتن ايشان بر خداى پوشيده نيست ، ميداند از خلق خويش كه تباه كار و بد كردار كيست ، و فردا جزاء وى دهد بسزاء وى . قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ اين خطاب هم بترسايان نجران است . قتاده و ربيع گفتند كه : اهل كتاب اينجا جهودان مدينه و ترسايان نجران بهماند كه جايى ديگر ايشان را در ذمّ فراهم گرفت ، گفت : اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ . . . الآية . قوله : تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ اين كلمه سواء ، كلمهء « لا إله الا اللَّه » است ، يعنى كه مردم بايد كه در آن يكسان باشند در عابدى . مفسران گفتند : اين آيت بجواب آن جهودان آمد كه گفتند : يا محمد ( ص ) تو از ما آن ميخواهى كه ما ترا بخدايى گيريم چنان كه ترسايان عيسى ( ع ) را گرفتند و بجواب آن ترسايان گفتند : يا محمد ( ص ) از ما آن ميخواهى كه در تو آن گوئيم كه جهودان در عزير گفتند . رب العالمين گفت : ايشان را گوى تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ بيائيد كه جز خداى را نپرستيم ، و جز او را عبادت نكنيم . روى انّ النّبي ( ص ) قال : لا تطرؤنى كما اطرأت « 1 » النّصارى ابن مريم فانّما انا عبد ،
--> ( 1 ) الاطراء مجاوزة الحد فى المدح ( مجمع البحرين )