عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

143

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و مدينه از كافران و منافقان و بدان پاك شود . مصطفى ( ص ) گفت : آن روز را روز اخلاص گويند كه نيكان مدينه از بدان پاك شوند و خالص گردند . ام شريك بنت ابى العسكر گفت : يا رسول اللَّه عرب آن روز كجا باشند ؟ رسول ( ص ) گفت عرب آن روز اندك باشند به بيت المقدس فرود آمده و امام ايشان مردى صالح ، نماز بامداد را مؤذن اقامت گويد در مسجد بيت المقدس و امام فرا پيش شود . و تكبير احرام بندد ، ناگاه عيسى ( ع ) فرو آيد ، و آن امام قدم باز پس مىنهد ، يعنى كه : تا عيسى فرا پيش شود . عيسى دست ميان كتف وى فرانهد : « تقدم فصلّ فانها لك اقيمت » . گويد : پس چون نماز گزارده باشند ، عيسى گويد : در بگشائيد ، در بگشايند دجال را بينند با هفتاد هزار جهود بهر يكى طيلسانى برافگنده و شمشيرى حمائل كرده ، دجال چون در عيسى نگرد بگدازد ، چنانك نمك در آب بگدازد ، و برگردد تا بگريزد ، و عيسى گويد : « انّ لى فيك ضربة لن تسبقنى بها » مرا ضربتى بر تو زدنى است كه از آن فراپيش نتوانى شدن ، آن گه بوى در رسد و او را بكشد ، جهودان همه بهزيمت شوند . هر درختى و خارى و سنگى كه جهودى در پس وى گريزد ، رب العزت آن را بسخن آرد تا جهود را بسپارد ؛ مگر درخت غرقد كه از درخت ايشان است . آن گه مصطفى ( ص ) گفت : روزگار دجال چهل سالست هر يك سال چون يك ماه ، و يك ماه چون يك هفته از آدينه تا بآدينه . و آخرترين روز وى چون شراره‌اى بود ! گفتند : يا رسول اللَّه در آن روزهاى كوتاه نماز چون كنند ؟ رسول گفت : نمازها بوقت خويش توانند كرد چنان كه درين روزها . آن گه مصطفى ( ص ) گفت : عيسى بن مريم در امّت من حكمى دادگر باشد ، و پيش روى استوار است ، او صليب را بشكند ، و خوك بكشد ، و كفر بردارد ، و كين و عداوت و بغض و حقد در هيچ دل نماند ، گزندگان بىزهر شوند ؛ و ددان با مردم نرم