عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

132

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

برگشت و راه گريز گرفت ، تا بقومى حواريان در افتاد . يعنى گازران كه جامها مىشستند و سپيد ميكردند . از ايشان نصرت خواست بر جهودان و گفت : مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ ؟ انصار جمع نصير است چنان كه اشهاد جمع شهيد ، و الى بمعنى مع است ، چنان كه گفت آنجا : وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ يعنى مع اموالكم و عرب گويند : « الذّود الى الذود ابل » يعنى مع الذود . و معناه « من يضيف نصرته اياى الى نصرة اللَّه ؟ » آن كيست از شما كه مرا نصرت كند با آنكه اللَّه مرا نصرت ميدهد . گفته‌اند اين نصرت زبان است و اثبات حجت كه ميطلبيد ، نه نصرت شمشير . قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ - حواريون گفتند كه ما يارانيم خداى را و اين بر فراخى مجال عرب است در سخن ايشان ، مراد به آن نصرت دين است ، چنان كه گفت : إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ يعنى : ان تنصروا دين اللَّه . جاى ديگر گفت : وَ يَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ اى و ينصرون دين اللَّه و رسوله . امّا حواريون ، خلافست ميان علما كه اين نام ايشان را از بهر چه نهادند ؟ قومى گفتند : از بهر آنكه جامهاى سپيد داشتند ، عيسى ( ع ) بايشان در رسيد و ايشان همه سپيد جامه بودند ، صيد ماهى ميكردند . و درست آنست كه گازران بودند : « كانوا يحوّرون الثّياب اى يبيّضونها » - و زن را حوراء گويند به آن معنى كه سياههء چشم وى سياه باشد و سپيده سخت سپيد و خالص . رسول خدا ( ص ) گفت : « هر پيغامبرى را حوارى است ، حوارى ما زبير بن العوام است . اين خبر دليل است كه حوارى ناميست خاصگيان هر پيغامبرى را . ازين جاست كه قتاده گفت : انّ الحواريين كلهم من قريش : ابو بكر ، و عمر ، و على ، و حمزة ، و جعفر ، و ابو عبيدة بن الجراح ، و عثمان بن مظعون ، و عبد الرحمن ابن عوف ، و سعد بن ابى وقاص ، و عثمان ابن عفان ، و طلحه ابن عبيد اللَّه و الزبير ابن العوام و در قصهء اين آيت گفته‌اند كه