عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

123

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و حيض بيند . آن گه گفت : بِإِذْنِ اللَّهِ - اهل معانى گفتند : اين بِإِذْنِ اللَّهِ فصل است ميان فعل خدا و فعل عيسى در خلق ، و در نفخ نگفت باذن اللَّه و همچنين در أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ ، و در أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ نگفت - باذن اللَّه - كه اين همه از افعال عيسى است - اما بودن مرغ و زنده كردن وى و احياء مردگان باذن اللَّه - در آن پيوست كه آن خبر فعل خدايى است و مخلوق را در آن هيچ راه نيست . قوله وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ - گفته‌اند كه : اكمه شب كورست ، و گفته‌اند : نابيناى مادر زاد است ، و ابرص پيس است . و اين دو عيب از ميان عيبها و علتها مخصوص كرد كه مردم را بمداوات آن هيچ راه نيست ، تا عيسى را معجزه باشد . و روزگار ايشان روزگار طبّ بود : زيركان و حكيمان بودند در ميان ايشان ، و آنچه در وسع آدمى آيد از نوع مداومت و فنون معالجات ايشان بجاى مىآوردند و در آن ماهر بودند . پس رب العالمين معجزهء عيسى هم از آن جنس ساخت كه ايشان در آن ماهر بودند . تا در ايشان اثر بيشتر كند . وهب بن منبه گفت كه : روز بودى كه پنجاه هزار كس مداوات كردى ، ازين بيماران و اسيران و نابينايان و ديوانگان ، هر كس كه طاقت داشتى بر عيسى رفتى ، و آن گه نتوانستى رفتن عيسى برو خود رفتى . و آن گه مداوات وى آن بودى كه آن بيمار را دعا گفتى و دست بوى فرو آوردى بر شرط ايمان . گفته‌اند كه : اين دعا گفتى : « اللّهمّ ! انت إله من فى السماء و إله من فى الارض ، لا إله فيهما غيرك ، و انت جبّار من فى السماء و جبار من فى الارض لا جبّار فيهما غيرك ، و انت حكم من فى السماء و حكم من فى الارض ، لا حكم فيهما غيرك ، قدرتك فى الارض كقدرتك فى السماء ، و سلطانك فى الارض كسلطانك فى السّماء ، اسألك