عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
732
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و زلّة العالم - و قال مجاهد - احب الخلق الى اللَّه عز و جل اعلمهم بما انزل ، و قال ابو موسى الاشعرى : . . . من علمه اللَّه عز و جل علما فيعلّمه الناس و لا يقل - لا اعلم - فيمرق من الدين ، و اللَّه يختصّ برحمته من يشاء ، و ينطق بحكمته الخلفاء فى ارضه و الامناء على وحيه و العلماء بامره و نهيه ، و يستخلفكم فى الارض فينظر كيف تعملون - و بقول ربيع انس - حكمت - خشيت است چنانك مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گفت : « خشية اللَّه رأس كل حكمة » يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ - ميگويد اللَّه خشيت آن را دهد كه خود خواهد و نشان آن كه اللَّه وى را خشيت داد آنست كه كم خورد و كم خسبد و كم گويد ، از كم خوردن و كم خفتن و كم گفتن بيدارى فزايد ، وز بيدارى نور دل آيد ، وز نور دل حكمت زايد . حاتم اصم را گفتند بم اصبت الحكمة ؟ قال بقلة الاكل و قلة النوم و قلة الكلام ، و كل ما رزقنى اللَّه لم اكن احبسه . و بقول حسن - حكمت - اينجا - ورع - است و ورع پرهيزگاريست و پارسايى و خويشتن دارى از هر چه ناشايست و ناپسنديده ، چون دل از آلايش پاك شد ، و اعمال وى باخلاص و صدق پيوست سخن وى جز حكمت نبود و نظر وى جز عبرت نبود ، و انديشهء وى جز فكرت نبود . و اصل ورع زهد است هم در دنيا و هم در خلق و هم در خود ، هر كه به چشم پسند در خود ننگرد ، در خود زاهد است ، و هر كه با خلق در حق مداهنت نكند در خلق زاهد است ، و تا از دنيا اعراض نكند در خلق و در خود زاهد نشود . پس اصل طاعت و تخم ورع زهد است در دنيا ، و تا اين زهد نبود نور حكمت در دل و بر زبان نيفتد ، مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ازينجا گفت « من زهد فى الدنيا اسكن اللَّه الحكمة قلبه و انطق بها لسانه » . وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً - هر كرا اين حكمت دادند او را خير فراوان دادند وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ بكسر تاء قراءة يعقوب است يعنى هر كه اللَّه او را حكمت داد او را خير فراوان دادند وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ لب هر چيز مغز آنست و لب العقل ما صفى من دواعى الهوى ، ميگويد - پند نگيرد مگر خداوندان مغز ، ايشان كه عقل دارند ، از دواعى هوا صافى و از فتنه نفس خالى .