عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
719
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و گفتهاند - ابراهيم به اين سؤال كه كرد طلب رؤيت ميكرد ، چنانك موسى كرد ، اما ابراهيم برمز ديدار خواست نه بصريح ، لا جرم جواب نيز برمز شنيد و هو قوله أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ اى ابراهيم شنيديم سؤال تو و دانستيم مراد تو ، و بحقيقت دان كه اللَّه عزيز است و يافت وى عزيز و ديدار وى عزيز ، و موسى ع بصريح خواست نه برمز ، لا جرم جواب نيز صريح شنيد كه لَنْ تَرانِي و گفتهاند - چون ابراهيم گفت ، خداوندا با من نماى كه مرده چون زنده كنى ، بسرّ وى ندا آمد كه تو نيز بنماى كه اسماعيل زنده را چون مرده كنى ، مطالبت بمطالبت اگر وفا كنى وفا كنم ، پس ابراهيم وفا كرد و اللَّه در آن وفا بر وى ثنا كرد گفت : و ابراهيم الّذى و فى - رب العالمين نيز وفا كرد و مراد وى بداد . و گفتهاند - ابراهيم در اين سؤال كه كرد غايت يقين ميخواست و يقين را سه رتبت است : اول علم اليقين ، پس عين اليقين ، پس حق اليقين . علم اليقين آنست كه از زبان پيغامبران ببندگان خدا رسد ، و عين اليقين آنست كه بنور هدايت بايشان رسد ، حق اليقين آنست كه هم بنور هدايت بود هم بآثار وحى و سنت ابراهيم خواست تا هر سه رتبت او را جمع شود تا هيچ شبهة نيز بخاطر وى نرسد ، ثم قال - وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ . رب العزة و مالك العزّة ، متعزّز بعزّ سنائه و وصف جلاله ، معزّ لغيره بكرمه و افضاله . بدانكه خداى با عزت است و با قدرت با جلال و با قوت ، عزيزى كه هيچكس بعزّ او نرسد ، هيچ فهم حدّ او در نيابد ، هيچ دانا قدر او بنداند ، خود عزيز و عزيز كنندهء خوار كردگان ، و باز نمايندهء كم بودگان ، و بردارندهء افكندگان ، و اعزاز وى مر بندگان را هم درين جهانست و هم در آن جهان ، درين جهان بمال و حال ، و در آن جهان بديدار و وصال ، لم يزل و لا يزال . قوله مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ - بو جعفر قاينى گفت - كه اللَّه تعالى نواخت درويشان و مراعات ايشان بجايى رسانيد كه از هفت روى مواسات ايشان از توانگران درخواست ، يكى از روى امر چنانك گفت أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ ، أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ . ديگر از روى تلطف چنانك گفت مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً سوم از روى وعد و افزونى پاداش . چنانك گفت مَثَلُ الَّذِينَ