عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
700
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ - هر چه در آسمان و زمين كسست و چيز همه آنم كه حركت و سكون ايشان انديشه و خاطر ايشان خالق ميداند ، روش و جنبش ايشان مىبيند و بحقيقت آن ميرسد ، كه همه از قدرت وى مىدرآيد و با حكم وى ميگردد وى ميداند كه وى ميراند ، وى مىبيند كه وى مىكند ، وى مىبندد كه وى ميگشايد . پس او خدايى را شايد كه نه واماند ، نه درماند ، نه فروماند . پوشيدهها داند و كار بر وى در نشورد ، همه چيز پرداخته و همه كار ساخته ، جز زانك آدمى انداخته ، خردها در كار وى كند ، وهمها از وى دربند ، علمها و عقلها در قدر وى گم . لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ - نص قرآن است ، و اشارت به جهت و مكان است ، كرسى نه علم است كه آن راه بيراهان است ، تأويل جاهلانست ، كرسى قدم گاه دانيم و اين مذهب سنّيان است ، و بى تأويل و تصرف بجان باز گرفته و پذيرفتهء ايشان است . آن گه آيت مهر بر نهاد ، بذكر جلال و بزرگوارى و عظمت و برترى خود گفت : وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ - روى عن النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « فى تسبيح الملائكة ، سبحت السماوات العلى من ذى المهابة و ذى العلى ، سبحان - العلى الاعلى ، سبحانه و تعالى » علو و برترى اللَّه دو روى دارد : يكى علو و برترى صفت ، يكى علو و برترى فعل ، آنچه صفت است از ليست - لم يزل كان عاريا عليّا ، هميشه هست و بودنى ، از همه چيزها برتر بكبرياء خود ، وز همه نشانها برتر به قدر خود ، وز همه اندازهها برتر بعز خود ، و آنچه فعل است برترى ذات است و علو مكانست ، خود كرد و از خود نشان داد ، بعد از آفرينش آسمان و زمين ، بارادت خود نه بحاجت ، كه اللَّه كار كه كند بخواست كند نه بحاجت ، كه او را بكس و به چيز حاجت و نياز نه ، و او را شريك و انباز نه . خداوندا دلهاى ما از بدعت و ضلالت معصوم دار ! و از شور و حيرت رستهدار ! بمنّك و فضلك . النوبة الاولى - قوله تعالى : اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا - اللَّه يار ايشانست كه بگرويدند يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ايشان را مىبيرون آرد از تاريكيها