عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

697

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

قول و لا عمل و نيّة الّا بالسنة ، فاذا عرف اللَّه بقلبه و اقر بلسانه و عمل بجوارحه و اركانه بما افترض عليه و خالف السنة . سنن رسول اللَّه ، كان بذلك خارجا من الاسلام ، و اذا عرف اللَّه بقلبه و اقرّ بلسانه و عمل بجوارحه و اركانه بما افترض عليه و لم يخالف السنة ، سنن رسول اللَّه ، كان مؤمنا و ذلك بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها ثم قال : وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ - اى سميع لدعائك اياه يا محمد باسلام اهل الكتاب . و كان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم يحب اسلام اليهود الذين حول المدينة ، و يسأل اللَّه تعالى ذلك . عَلِيمٌ بحرصك و اجتهادك . النوبة الثالثة - قوله تعالى : اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الآية . . . - اللَّه من له الالهية و الربوبية ، اللَّه من له الاحدية و الصمدية ، ثبوته احدى ، و كونه صمدى ، بقاؤه ازلى و سناؤه سرمدى . اللَّه نام خداوندى كه ذات او صمدى و صفات او سرمدى ، بقاء او ازلى و بهاء او ابدى ، جمال او قيومى ، و جلال او ديمومى ، نامدارى بزرگوار ، در قدر بزرگ و در كردار ، در نام بزرگ و در گفتار ، برتر از خرد و پيش از كى ، و مه از مقدار ، جليلا خدايا كه كرد كارست و خوب نگار ، عالم را آفريدگار و خلق را نگهدار ، دشمن را دارنده و دوست را يار ، اميدها را نقد و ضمانها را بسنده ، و كار هر خصم را پذيرنده و هر جرم را آموزگار ، مريد را قبله و دل عارف را يادگار . بر ياد تو بى تو روزگارى دارم * در ديده ز صورتت نگارى دارم اللَّه يادگار دل دوستانست ، اللَّه شاهد جان عارفانست ، اللَّه سور سرّ والهانست ، اللَّه شفاء دل بيمارانست ، اللَّه چراغ سينهء موحدانست ، اللَّه نور دل آشنايانست و مرهم درد سوختگانست . اندر دل من عشق تو چون نور يقين است * بر ديدهء من نام تو چون نقش نگين است در طبع من و همت من تا بقيامت * مهر تو چو جانست و وفاى تو چو دين است پير طريقت جنيد قدس اللَّه روحه گفت - من قال بلسانه ، اللَّه و فى قلبه غير اللَّه ، فخصمه فى الدارين اللَّه . كسى كه بر زبان ياد اللَّه دارد و بنام وى نازد ، آن گه دل خويش با مهر غيرى