عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
682
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
مكتب است و خدا مكتسب نه ، و خدا آفريدگار و بنده آفريدگار نه . و ميان قضا و حكم فرق نيست و قضا و تقدير و خواست بمعنى علم نيست ، آن تأويل قدريان و معتزليان است و از دين بار خدا نيست ، و دين جبر و قدر نيست ، قدرى خود را استطاعت نهد گويد : - هر چه خواهم كنم . و جبرى بنده را خود اختيار نگويد . اهل سنت گويند : - بنده را اختيارست و اختيار او بمشيت خدا است ، تا خدا نخواهد بنده نتواند خواست ، و نتواند كرد وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ الآية . . . - ميگويد اى شما كه ايمان آورديد و پيغامبران ما را استوار گرفتيد و از باطل برگشتيد و با حق گرديديد ، صدقه دهيد و از مال خويش در راه دين خداى و در فرمانبردارى وى هزينه كنيد ، پيش از آن كه آيد روزى يعنى روز رستخيز ، كه در آن روز بيع نبود كه كسى را باز فروشند تا خود را باز خرد ، و نه بدان را آن روز دوستى بود يا مهربانى كه بريشان بخشايد ، و نه شفيعى يابند كه ايشان را بخواهد لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ - بر قرائت مكى و بصرى هر سه نصباند بر تبرئه ، يعنى كه البته هيچ استثنا نيست در نوميدى ايشان و بر قراءة باقى هر سه رفع است على الابتداء . وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ - اى هم الذين وضعوا الامر غير موضعه ، جاى ديگر گفت - وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ بيداد گران ايشانند كه از بد خويش با قرار و پشيمانى باز پس نيابند . گفتهاند كه ظلم بر سه قسم است : يكى ميان بنده و نفس خويش ، ديگر ميان بنده و بنده ، سديگر ميان بنده و حق ، و در مقابلهء اين سه قسم اقسام عدالت است ، و عدالت مهين آنست كه ميان بنده و حق است و آن ايمان است ، همچنين ظلم مهين آنست كه ميان بنده و حق است و آن كفر است ، ازينجا گفت رب العالمين وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ النوبة الثالثة - قوله تعالى : تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ الآية . . . . -