عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
652
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
در روضهء رضوان ، و ابن روح و ريحان در بستان جانان . تماشا را يكى بخرام در بستان آن جانان ببين در زير پاى خويش جان افشان آن جانان مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم از هيچ مقام آن نشان نداد كه از نماز داد به آنچه گفت : « جعلت قرّة عينى فى الصلاة » روشنايى چشم من از ميان نواختها و نيكوئيها مشغولى بوى است و راز دارى با وى . اينك دل من تو در ميانش بنگر * تا هست بجز تو هيچ مقصود دگر ؟ مردى بود او را بو على سياه گفتندى ، يگانهء عصر خويش بود ، هر گه كسى در پيش وى رفتى ، گفتى ، مردىام فارغ شغلى ندارم ، روشنايى چشم من آنست كه از مردان راه وى كسى را بينم يا با كسى حديث وى ميكنم . با دل همه شب حديث تو ميگويم * بوى تو من از باد سحر ميجويم . عالم طريقت عبد اللَّه انصارى قدس اللَّه روحه گفت : الهى اى مهربان ، فريادرس ، عزيز آن كس ، كش با تو يك نفس . بادا نفسى كه درو نياميزد كس ، نفسى كه آن را حجاب نايد از پس ، رهى را آن يك نفس در دو جهان بس ، اى پيش از هر روز و جدا از هر كس ، رهى را درين سور هزار مطرب نه بس . حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ الآية . . . محافظت آنست كه شخص در مقام خدمت راست دارد و دل در مقام حرمت ، تا هم قيام ظاهر از روى صورت تمام بود ، هم قيام باطن از روى صفت بجاى بود . يكى در نماز امامى ميكرد خواست تا صف راست كند ، گفت استووا - هنوز اين سخن تمام نگفته بود كه بيفتاده بود و بيهوش شده ، پس گفتند او را كه چه رسيد ترا در آن حال ؟ گفت - نوديت فى سرى هل استويت لى قطّ - اول ركنى از اركان نماز نيت است و معنى - نيت - قصد دل است ، چون در نماز شود سه چيز اندر سه محل مىبايد تا ابتداء نماز وى بصفت شايستگى بود : - اندر دست اشارت ، و در زبان عبارت و در دل نيت ، چنانستى كه بنده در حال نيت ميگويد - درگاه مولى را قصد كردم و دنيا را با پس گذاشتم ، پس اگر انديشهء دنيا به نگذارد و دل فانماز نه پردازد هم در ركن اول دروغ زن بود . حسن بن على ع چون بدر مسجد رسيدى گفتى : - « الهى ضيفك ببابك سائلك