عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
642
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
فَإِنْ خِفْتُمْ - اگر ترسيد از دشمن ، فَرِجالًا أَوْ رُكْباناً پياده نماز ميكنيد ، يا سوار در روش و در جنگ ، فَإِذا أَمِنْتُمْ و آن گه كه ايمن شويد ، فَاذْكُرُوا اللَّهَ نماز كنيد خداى را ، كَما عَلَّمَكُمْ هم چنان كه در شما آموخت ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ آنچه ندانستيد . وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ - و ايشان كه بميرند از شما وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً و زنان گذارند ، وَصِيَّةً لِأَزْواجِهِمْ وصيت كرد اللَّه زنان ايشان را ، مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ داشت ايشان را تا سر يك سال غَيْرَ إِخْراجٍ كه ايشان را هيچ از آن عدّت و از آن جاى عدّت بيرون نيارند ، فَإِنْ خَرَجْنَ چون سر سال باشد ، كه بيرون آيند فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ بر شما تنگىء نيست كه اولياء ايشانيد فِي ما فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ در آنچه ايشان كنند در تن خويش ، مِنْ مَعْرُوفٍ از زناشويى با هم سر خويش وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ و خداى تواناى بى همتاى داناست . وَ لِلْمُطَلَّقاتِ - و زنان دست باز داشته راست مَتاعٌ متعتى جز از كاوين خوش منشى ايشان را بِالْمَعْرُوفِ چيزى بچم به انصاف نه نفيس كه رنج آيد از آن بر مرد ، نه خسيس كه ننگ آيد زن را از آن ، حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ سزاست كه خداى نهاد بر پرهيزگاران . كَذلِكَ چنين هن « 1 » يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ اللَّه پيدا مىكند شما را سخنان خويش ، لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ تا مگر دريابيد . أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ ندانستهايد قصه ايشان كه از سراهاى خود بيرون رفتند وَ هُمْ أُلُوفٌ - و ايشان هزاران بودند فراوان
--> ( 1 ) فى نسخة د : چنين است .