عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

637

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

يقولون - طلقتك راجعتك » مسلمانان چون اين تهديد شنيدند ، گمان بردند كه هر آن كس كه زن خود را طلاق دهد بزه كار شود و تنگيى عظيم بر دل ايشان آمد . بدين معنى رب العالمين گفت : لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ - نه چنانست كه شما گمان مىبريد كه بهر حال كه طلاق دهيد ، بزه كار شويد ، نيست بر شما تنگيى و بزه كاره‌اى ، چون ايشان را طلاق دهيد بوقت حاجت و بر وجه مندوب . و باشد كه خود فراق به بود از امساك ، چون سازگارى و مهربانى نبود ، و ذلك فى قوله فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ - پس گفت : ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ - معنى آنست كه تا آن گه كه زن را نپاسيده باشيد ، « ما لم تماسوهن » تا آن وقت كه با آن زن هام پوست نبوده باشيد . « تماسوهن » بالف بر بناء مفاعله قراءة حمزه و كسايى است ، باقى قراء سبعه تَمَسُّوهُنَّ بى الف خوانند . و مسيس اينجا مجامعت است ميگويد بهر وقت كه خواهيد كه ايشان را بر شما تنگيى نيست ، چون بايشان نرسيده باشيد ، از بهر آنك پيش از مسيس در طلاق سنت و بدعت نيست ، چنانك بعد مسيس است . نه بينى كه بعد مسيس و دخول سنت آنست كه چون طلاق دهند پس از آن دهند كه از حيض پاك شود ، و مرد بوى نرسيده ، تا عدت بر وى دراز نگردد . و شرح اين آنجاست كه گفت فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ آن گه گفت : وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ - بفتح دال قراءت شامى و حمزه و كسايى و حفص است ، و اختيار بو عبيد . و ديگران به سكون دال خوانند ، و هر دو لغت قرآن است . قال اللَّه تعالى فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها و قال وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ و پارسى هر دو - اندازه - است ، اين آيت در شأن مردى انصارى آمد ، كه زنى خواست ، از بنى حنيفه ، و او را در عقد نكاح مهرى مسمى نكرد ، پس وى را طلاق داد ، پيش از آنك بوى رسيد ، رب العالمين اين آيت فرستاد ، و مصطفى ع آن مرد را گفت « متعها و لو بقلنسوة » . مذهب شافعى آنست كه هر كه زنى خواهد ، و در عقد