عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

584

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

مىخواند و با آمرزش ، بِإِذْنِهِ بخواست و توفيق و فضل خويش ، وَ يُبَيِّنُ آياتِهِ لِلنَّاسِ و پيدا مىكند سخنان خويش و نشانهاى مهربانى خويش ، لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ تا مگر ايشان پند پذيرند و حق دريابند . النوبة الثانية - قوله تعالى : يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ الآية . . . - اين اول آيت است كه در كار مىآمد ، كه هنوز در تحريم آن از آسمان پيغام نيامده بود و قومى از مسلمانان كراهيت ميداشتند مىخوردن ، از آنچه در آن ميديدند از هتك حرمت ، و خرق مروت ، و عيب زوال عقل و زيان مال و عداوت و عربده كه در آن مىديدند . همواره از رسول خدا مىپرسيدند كه در كار مى هيچ چيز نيامد ؟ و آن پرسنده عمر خطاب بود ، جواب آمد ، اين آيت : قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ - منفعت در آن آن بود ، كه در مجلس مى شتران مىكشتند ، و درويشان را در جنب آن مىرفق بود . رب العالمين گفت : - بزه كارى و بزه‌مندى آن مه است از منفعت آن . مردمان چون اين بشنيدند ، قومى از مى باز ايستادند و قومى نه . تا آن روز كه عبد الرحمن عوف ميزبانى كرد جماعتى را از ياران رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ، و در ميان ايشان خمر بود ، مى خوردند تا مست شدند ، وقت نماز شام در آمد ، يكى فرا پيش شد بامامى ، و سورة قل يا ايها الكافرون در گرفت و نه بر وجه برخواند ، كه بر جاى « لا اعبد ما تعبدون » اعبد گفت تا به آخر سورة ، گفت : - لكم دينكم الشرك ولى دينى الاسلام - پس رب العالمين اين آيت فرستاد : كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ گرد مسجد مگرديد كه مست باشيد ، تا آن گه كه به هوش باز آئيد و دانيد كه مى چه خوانيد و چه مىگوييد . قومى باز از مسلمانان گفتند كه خير نيست در چيزى كه از مسجد باز دارد و از مىخوردن باز ايستادند ، و قومى هم چنان ميخوردند و اوقات نماز در آن نگه ميداشتند ، تا آن گه كه قومى از انصار در خانهء يكى ازيشان مهمان بودند و با ايشان