عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
566
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
كرد ، و همه را فا آدم نمود ، و نام هر يكى آدم را بگفت كه چيست ، و عمر هر يكى چند است ، آن گه با ايشان عهد بست و پيمان بستد ازيشان بر خداى خويش ، و بندگى ايشان ، و همه را بر يكديگر گواه كرد ، آن روز مردم همه بر يك ملت بودند و بر يك فطرت ، پس بعد از آدم در اختلاف افتادند - فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ و اللَّه بايشان پيغامبران و كتاب فرستاد ، و پيغامبران خداى - چه از آدميان و چه از فريشتگان - صد هزار و بيست و چهار هزارند . سيصد و سيزده ازيشان مرسل . و در قرآن ازيشان بيست و هشت نام بردهاند ، و زين پيغامبران كس بود كه صوتى شنيد به آن پيغامبر گشت ، و كس بود كه خوابى ديد به آن خواب پيغامبر گشت ، و خواب پيغامبران وحى باشد ، و كس بود ازيشان كه در دل وى افكندند كه پيغامبر است . على الجمله چنانك امروز بر بسيط زمين اوليا اند در آن عهد پيشين انبيا بودند ، اما پيغامبران مرسل فريشته را بميان ديدند به صورت مرد ، و بايشان سخن گفت ، و فى ذلك ما روى عن النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم قال - « من الانبياء من يسمع الصوت فيكون بذاك نبيا ، و كان منهم من ينفث فى اذنه و قلبه فيكون بذلك نبيا ، و ان جبريل ع يأتينى فيكلّمنى كما يكلم احدكم صاحبه » و بر هر مسلمان واجب است كه جملهء پيغامبران را دوست دارد ، و به همه ايمان آرد ، و جدا نكند ميان يكى از ايشان با ديگران در تصديق ، و همه را درود فرستد . قال النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم - « صلّوا على انبياء اللَّه و رسله ، فان اللَّه بعثهم كما بعثنى » وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ اى بالعدل و الصدق لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ حاكم اينجا خداست : جل جلاله ، كه احكم الحاكمين بحقيقت اوست و رسول كه فرستادهء اوست ، و كتاب كه نامهء اوست . و چون بكتاب حكم كنند روا باشد ، كه بر سبيل توسع كتاب را حاكم گويند ، نظيره قوله هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ ثم قال : - فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ اينها با كتاب شود ، إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ - جهودان و ترسايانند ، كه كتاب بايشان دادند و در آن مختلف و دو گروه شدند . و اين اختلاف ايشان بر دو وجه بود : يكى آنك ببعضى كتاب مؤمن و ببعضى