عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
530
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
عَلَيْهِمْ اى اوجبنا عليهم - و كذلك قوله تعالى فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ اى - اوجب فيهن الحج فاحرم به . ميگويد : هر كه درين ماهها حج بر خود فريضه گرداند ، يعنى باحرام و تلبيه ، و احرام آن باشد كه چون بميقات رسد غسل كند ، آن گه از ارى سپيد در بندد ، و ردائى سپيد بر افكند ، و نعلين در پوشد ، و بوى خوش به كار دارد ، و دو ركعت نماز كند . آن گه در دل نيت حج كند ، و حقيقت - احرام اين نيّت است ، پس اگر راكب باشد بر نشيند ، و چون اشتر برخيزد و رفتن را راست بيستد ، تلبيه كند و گويد - لبّيك اللهم لبيك ، لبيك لا شريك لك لبيك ، ان الحمد و النعمة لك ، - و الملك ، لا شريك لك - » و ازين جمله خود احرام فريضه است آن ديگر همه سنن و هيأت است . و على الجملة ، فرائض و اركان حج پنج چيز است : احرام ، و طواف ، و سعى بعد از طواف ، و وقوف به عرفات ، و موى سر ستردن بيك قول ، اگر يكى ازين اركان بگذارد حج درست نيايد و اركان عمره همين است - الا وقوف به عرفات كه آن در عمره نيست . و واجبات حج شش چيز است : - احرام گرفتن در ميقات ، و به عرفات بيستادن تا فرو شدن آفتاب ، و بشب مقام كردن در مزدلفه ، و همچنين در منا مقام كردن بشب و طواف وداع ، و سنگ انداختن . اگر يكى ازين شش بگذارد حج باطل نشود اما گوسپندى لازم آيد كه بقربان كند . و محظورات حج كه محرم را از آن پرهيز بايد كرد هم شش چيز است : - جامه پوشيدن چون پيراهن و ازار پاى و موزه و دستار ، دوم بوى خوش به كار داشتن ، سيم موى سر و ناخن باز كردن ، چهارم با اهل خويش مباشرت كردن ، پنجم مقدمات مباشرت چون لمس و تقبيل و مانند آن ، و همچنين نكاح نشايد نه خود را و نه ديگرى را ، اگر كند درست نباشد ، ششم صيد برّ نشايد محرم را ، اگر كند جزا لازم آيد ، ماننده آن صيد كه كشته بود از شتر و گاو و گوسپند . فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ هر كه درين ماههاى حج احرام گرفت و حج بر خود فريضه كرد . فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ - علما را اختلاف است در معنى