عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
43
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
شما بنا برين حروف است . پس چون نتوانستند و از آن درماندند معلوم شد كه قرآن معجز است . و اهل سنت گفتهاند اين حروف گواهى بداد و بيان كرد كه قرآن را حروف است و بحروف قايم است ، و هر كه جز اين گويد حقّ را مكابر است و معاند ، و در آن ملحد . و بدانك مردم درين حروف سه گروهاند : - قومى از اهل بدعت گويند مخلوقست هم در كلام خالق هم در كلام مخلوق ، قومى گويند در قرآن نامخلوقست و در غير قرآن مخلوق ، و اين هر دو فرقه بر باطلند . و از حق دور به آنچه گفتند ، و فرقه سوم اهل سنّتاند كه گفتند : - حروف هر جاى كه هست على الاطلاق نامخلوقست بى آنك در آن تفصيل آرند يا تمييز كنند ، و دليل بر قول اهل سنة از قرآن آنست كه ميگويد آن را كه آفريند كُنْ فَيَكُونُ اگر اين كاف و نون مخلوقست پس كافى و نونى ديگر بايد تا اين « كن » با آن دو حرف بآفريند . و اگر آن دو حرف نيز مخلوقست پس دو حرف ديگر بايد خلق آن را ، و اين هرگز به نرسد معلوم شد كه حرف باصل نه مخلوقست . و از جهت سنّة امير المؤمنين على ع گفت مصطفى را پرسيدم از - ابجد هوّز حطّى ، فقال « يا على ويل لعالم لا يعرف تفسير ابى جاد - : الالف من اللَّه و الباء من البارئ و الجيم من الجليل » رسول خدا خبر داد كه اين حروف در كلام آدميان هم از نام خداى عزّ و جل است و نامهاى خدا باجماع قديم است ، ازينجا گفت عيسى ع در بعضى از اخبار كه بنامهاى اللَّه سخن ميگويند اينان انگه بوى عاصى ميشوند . و يكى پيش احمد بن حنبل نشسته بود گفت فلان كس ميگويد . كه اللَّه چون حرف را بيافريد اضطجعت اللام و انتصبت الالف فقالت لا اسجد حتى اؤمر . » امام احمد گفت اين سخن كفر است و گويندهء اين كافر ، من قال انّ حروف التهجّى محدثة فهو كافر ، قد جعل القرآن مخلوقا . و شافعى گفت « لا تقولوا بحدث الحروف فانّ اليهود اوّل من هلكت بهذا و من قال بحدث حرف من الحروف فقد قال بحدث القرآن . » ذلك الكتاب : - ذلك بمعنى هذا - ميگويد اين - نامه - و معلوم است در لغت