عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
498
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
بلند خوانيم يا نرم خوانيم ؟ نزديك است تا براز خوانيم ؟ يا دور است تا بآواز خوانيم ؟ رب العزة بجواب ايشان اين آيت فرستاد وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي . . . - آوردهاند در بعضى كتب كه چون موسى عليه السّلام با حق مناجات كرد گفت - بار خدايا ! دورى تا ترا بآواز خوانم ؟ يا نزديكى تا براز خوانم ؟ جواب آمد - كه اى موسى ! اگر دورى را حدى بنهم هرگز به آن نرسى ، و اگر نزديكى را حدّى بنهم طاقت ندارى ، و زير بار عظمت و جلال ما پست شوى . پير طريقت - ازينجا گفت : - الهى از نزديك نشانت ميدهند و برتر از آنى ، وز دورت مىپندارند و نزديكتر از جانى ، موجود نفسهاى جوانمردانى ، حاضر دلهاى ذاكرانى . ملكا ! تو آنى كه خود گفتى و چنانك گفتى آنى . بشنو لطيفهء نيكو درين آيت : گفتند سؤال هر روندهء دليل حال او باشد ، قومى را همه انديشهء مخلوقات و محدثات گرفته بود و ز همت دون چندان در مصنوعات آويختند كه خود پرواى صانع نداشتند ، و با حقيقت معرفت او نپرداختند ، تا يكى از روح پرسيد ، يكى از كوه ، يكى از مال غنيمت ، يكى از حال يتيمان ، يكى از خمر و قمار ، يكى از عذر زنان ، لا جرم جواب همگنان بواسطه داد چنانك گفت - يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ الآية وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ، قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي الآية . وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً . اى سيد سادات و اى مهتر كائنات ! ايشان كه فرمود از ما با ديگرى پرداختند ، و به قدر همت خود سؤال كردند ، همه را تو اى محمد جواب ده ! و مقصودهاشان در كنار نه ، باز قومى كه از ما پرسند و از دوستى ما با ديگرى نپردازند ، تخصيص و تشريف ايشان را بجواب واسطه از ميان بردارم به خودى خودشان جواب دهم . فَإِنِّي قَرِيبٌ - نگفت قل انّى قريب - آن گه در تشريف بيفزود گفت : عِبادِي بندگان من ، رهيكان من ، اضافت ايشان با خود كرد ، اگر كعبهء سنگين را بآنچ رقم اضافت به روى كشيد و گفت - طَهِّرْ بَيْتِيَ چندان شرف يافت كه مطاف جهانيان و قبلهء عالميان گشت ، و از هر جبّارى كه قصد آن كرد آزاد شد . پس بندهء مؤمن با معرفت