عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
486
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
ديگر روزه باز دارد ، اگر پيوسته خواهد و اگر گسسته هر دو رواست . وجوه و نظاير مرض در قرآن چهار است : - يكى بمعنى - شك - چنانك در اول سورة البقرة گفت فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ اى شك و در سورة التوبة وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ اى شك ، و در سورة محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ اى شكّ . وجه دوم مرض بمعنى - فجور - است چنانك در سورة الاحزاب به دو جايگه گفت : فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ اى فجور وجه سيم مرض بمعنى - جراحت - است چنانك در سورة النساء و در سورة المائدة گفت : - وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى اى جرحى ، وجه چهارم مرض بيمارى - است بعينه ، چنانك ، درين آيت گفت فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً و در آن آيت ديگر وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً اى من جميع الاوجاع ، در سورة النور و در سورة الفتح گفت وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ و در سورة التوبة لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى يعنى من كان فى شيء من مرض . وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ - قراءة مدنى و ابن ذكوان از شامى مضاف است - فدية طعام - و قراءة هشام از شامى و نافع با جمع - مساكين - باقى فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ - ميگويد و ايشان كه روزه توانند كه دارند و خواهند كه ندارند هر روز درويشى را فديهء دهند از طعام باز خريدن را ، و اين در ابتداء اسلام بود كه هر كس درين مخير بود ، اگر خواستى روزه داشتى ، و اگر نه بگشادى و هر روز را مدّى بدرويشى دادى . آن گه گفت : فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً - اگر كسى بطوع خويش برين مدّ بيفزايد نيكوست و پسنديده ، و اگر روزه دارد خود بهتر و نيكوتر ، و اين حكم پيش از آن بود كه آيت منسوخ شد ، پس چون فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ فرو آمد اين حكم منسوخ گشت ، و تخيير برخاست ، و بر ايشان كه روزه توانند و مقيم باشند واجب گشت ، و ثابت ، و مسافر را و بيمار را رخصت افطار بماند ، و پير ناتوان بى طاقت را افطار و فديه اين يك قول است . و قول ديگر وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ .