عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
463
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و توحيد بگفتى و نماز كردى بهر سوى كه خواستى ، اگر در آن حال از دنيا مى برفت مردمان از بهر وى مىگفتند - وجبت له الجنّة - بهشت او را واجب شد كه نيكى و پارسايى جمله بجاى آورد . پس چون مصطفى عليه السلام هجرت كرد و آيات فرائض فرو آمد و قبله با كعبه گردانيدند ، رب العالمين اين آيت فرو فرستاد تا كسى را گمان نيفتد كه دين دارى و نيكى همه آنست كه نماز كنند ، بل كه نماز خصلتى است از خصال برّ و بابى از ابواب آن . گروهى ديگر گفتند از مفسران : - كه سبب نزول اين آيت آن بود كه جهودان در نماز كردن روى سوى مغرب ميكردند ، و ترسايان سوى مشرق ، و هر گروهى ازيشان ميگفتند كه نيكى و نيك مردى اينست كه ما برانيم ، و بدان فرمودهاند ، پس خداى تعالى ايشان را دروغ زن گردانيد گفت : نيكى نه آنست كه ايشان ميگويند - لكن آنست كه درين آيت بيان كرديم . وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ و وَ لكِنَّ الْبِرَّ هر دو خواندهاند بتخفيف و رفع قراءة مدنى و شامى است و بتشديد و نصب قراءة باقى . و آنجا كه گفت عز و جل وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى همين خلافست ، و معنى آنست كه - و لكن البر بر من آمن باللَّه ، فاستغنى بالاول عن الثانى ، كقولهم الجود حاتم و الشجاعة عنترة . و قيل تقديره - و لكن البارّ من آمن باللّه - كقوله تعالى وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى اى للمتّقى . و معنى برّ مهربانيست و نيكو كارى و راستى و خوش خويى ، قال النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - البرّ شىء هيّن و وجه طلق و كلام ليّن - و گفتهاند كه - برّ - اينجا ايمان و تقوى است و اين آيت خود عين دليل است كه همه اشارتست بايمان و تقوى . مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ - اول آنست كه ايمان آرد به يگانگى و يكتايى و كردگارى و بزرگوارى خداى . و معنى ايمان تصديق است ، و تصديق براست داشتن است و استوار گرفتن ، يعنى كه اللَّه را براست دارى بهر چه گفت ، و خبر داد از خود در كتاب خود ، يا بر زبان رسول خود ، كه رسول بهر چه گفت و رسانيد از وحى متهم نيست : و ذلك فى قوله وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ .