عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
457
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ - و حرام كرد گوشت خوك با جملهء اجزا و ابعاض او ، و خصّ اللحم لانّه المقصود بالاكل . وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ - كافران بر كشتن جانور نام معبود خويش مىبردند بآواز كه مىبرداشتند ، رب العالمين گفت - آن جانور كه بر گشتن آن نام معبودى جز از خداى برند هم حرام است چون مردار ، و آن ذبح به كار نيست . فَمَنِ اضْطُرَّ - بكسر نون قراءة عاصم و حمزه و ابو عمرو و يعقوب است باقى بضم نون خوانند فَمَنِ اضْطُرَّ و معنى - اضطرّ - اى احوج و ألجئ الى ذلك هر كه بيچاره ماند در نايافت و از مرگ ترسد - غَيْرَ باغٍ در سفرى يا در حالى كه در آن عاصى نبود در خداى عز و جل وَ لا عادٍ و نه ستمكار بود در آن سفر يا در آن حال بر كس . شافعى ازينجا گفت « العاصى بسفره لا يترخّص برخص المسافرين » - معنى ديگر گفتهاند - اين دو كلمه را غير باغ - يعنى كه بيش از ضرورت نخورد ، و لا عاد - و افزون از مسكهءى نخورد - كه جان وى بر جاى بدارد ، و از آن نفروشد ، و هنگامى ديگر را بننهد ، پس به روى از آن خوردن بزهى نيست ، و حقيقت بغى - طلب كردن است - يعنى كه باغى طالب آنست كه وى را نيست و نميرسد ، و عادى - آنست كه تجاوز كند يعنى به حد و رسم شرع در گذارد . إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ - خداى پوشنده و آمرزنده است ، مهربان و بخشاينده از مغفرت سخن گفت از بهر آنك آنچه وى خورد نه در عين حلالست ، كه بعذر مباح است ، قومى گفتند - اين آيت دليل است كه بعضى محرّمات چون خمر و مانند آن ، اگر بر سبيل مداواة در حال ضرورت كه هيچ چيز بجاى آن نه ايستد ، و بيم فوت روح باشد ، اگر در آن حال به حكم اطبا بجاى دارو استعمال كنند روا باشد . و هم ازين بايست رخصت شرع در شرب بول شتر و شير خر ، و آنچ مصطفى عليه السلام گفت - « ان اللَّه عز و جل لم يجعل شفاء كم فيما حرّم عليكم » - گفتند - معنى آنست كه انّ قدر ما فيه الشفاء غير محرّم عليكم ، هذا ما ذكروه ، و العهدة على قائله ، و اللَّه اعلم .