عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

455

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

گوسپند از آن بانگ شبان چه فهم كند ، و چه منفعت گيرد ؟ كافر را با واعظ حق همان مثل است ، از آنك رب العزة قفل بيگانگى بر دل وى زده ، و مهر شقاوت بدان نهاده ، نه پند بشنود نه حق دريابد ، همانست كه جاى ديگر گفت - : أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ . . . . وجهى ديگر گفته‌اند در معنى آيت - و مثل الذين كفروا - فى دعائهم الاصنام - كمثل الناعق بغنمه - ميگويد - مثل كافران كه بت را ميخوانند . و آن را مىپرستند همچون شبانست كه گوسپند را ميخواند ، گوسپند چه داند ! و چه دريابد كه شبان چه ميگويد ! و از آن خواندن با شبان چيست جز رنجى و عنائى ؟ همين است مثل كافر كه بت را ميخواند ، چون بت نشنود و در نيابد در دست وى جز عنائى و بلائى چيست ؟ إِنْ تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعاءَكُمْ . پس صفت كافران كرد و گفت : - صمّ - يعنى عن الايمان ، بكم - عن القرآن ، عمى - عن معرفة الرحمن و عظمته ، فهم لا يعقلون شيئا مما جئت به و لا بما يراد بهم . يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ الآية . . . اين آيت تحريض مومنان است بر طلب حلال و خوردن ، و به كار داشتن آن ، و در وسوسه‌ها نياويختن ، كه اين وساوس از عمل شيطان است ، شيطان جهد كند كه بندهء مؤمن را بوسوسه از حلال باز دارد ، و بحيلت در حرام افكند ، و اگر حلال خوردن را تبعة بودى ، رب العزة آن را - طيّبات - نگفتى . و مصطفى عليه السلام بيان اين كرده و گفته - « الحلال بيّن و الحرام بيّن ، و بين ذلك امور مشتبهات ، لا يدرى كثير من الناس أ من الحلال هى ؟ ام من الحرام ؟ فمن تركها استبراء لدينه و عرضه فقد سلم ، و من واقع شيئا منها ، يوشك ان يواقع الحرام ، كما انّه من يرعى حول الحمى يوشك ان يواقعه ، ألا و ان لكل ملك حمى ، الا و انّ حمى اللَّه محارمه » رسول عليه السّلام درين خبر بيان كرد كه حلال و حرام روشن است و پيدا ، و ميان اين هر دو شبهت‌ها است ، كه مردم در آن به گمان افتند ، كه حلال است يا حرام ، پس هر چه شبهاتست پرهيز كردن از آن ورع باشد ، و هر چه حرامست پرهيز كردن از آن واجب .