عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

32

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

اى منظر تو نظاره گاه همگان * پيش تو در او فتاده راه همگان اى زهرهء شهرها و ماه همگان * حسن تو ببرد آب و جاه همگان رَبِّ الْعالَمِينَ - يعنى - يربّى نفوس العابدين بالتأييد و يربّى قلوب الطاهرين بالتشديد « 1 » و يربّى احوال العارفين بالتوحيد - كسى كه تربيت وى از راه توحيد يابد مطعومات عالميان او را چه به كار آيد ؟ كسى كش مار نيشى بر جگر زد * و را ترياق سازد نى طبرزد عالميان در آرزوى طعام‌اند و اين جوانمردان طعام در آرزوى ايشان . عتبة بن الغلام شاگرد يزيد هارون بود او را فرمود كه خرما نخورد ، مادر عتبه روزى در نزديك يزيد هارون شد خرما مىخورد گفت پس چرا پسرم را ازين باز زنى كه خود ميخورى ؟ يزيد گفت پسرت در آرزوى خرماست و خرما در آرزوى ما ، ما را مسلم است و او را نه . خلق عالم در آرزوى بهشت‌اند و بهشت در آرزوى سلمان ، چنانك در خبر است « انّ الجنّة لتشتاق الى سلمان . » لا جرم فردا او را بهشت ندهند كه از آتش ور گذرانند ، و در حضرت احديت بمقام معاينتش فرو آرند - فالفقراء الصّبر جلساء اللَّه عزّ و جل يوم القيامة . اگرت اين روز آرزوست از خود برون آى چنانك مار از پوست ، جز از درگاه او خود را مپسند كه قرارگاه دل دوستان فناء قدس اوست . چهرهء عذرات بايد بر در وامق نشين * عشق بو دردات بايد گام سلمان وار زن الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - الرّحمن بما روّح ، و الرّحيم بما لوّح ، فالتّرويح بالمبار و التلويح بالانوار . رحمن است كه راه مزدورى آسان كند ، رحيم است كه شمع دوستى برافروزد . در راه دوستان مزدور هميشه رنجور ، در آرزوى حور و قصور ، و دوست خود در بحر عيان غرقهء نور . روزى كه مرا وصل تو در چنگ آيد * از حال بهشتيان مرا ننگ آيد

--> ( 1 ) الطالبين بالتسديد ، نسخه ج