عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
29
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
سه گروه بودند : - بت پرستان بودند و جهودان و ترسايان . اما بت پرستان از نام خالق - اللَّه - ميدانستند ، و اين نام در ميان ايشان مشهور بود . و لهذا قال تعالى « وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ » و جهودان در ميان ايشان نام - رحمن - معروف بود ، و لهذا قال عبد اللَّه بن سلام لرسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم « لا أرى فى القرآن اسما كنّا نقرأه فى التورية قال و ما هو ؟ قال - الرّحمن - فانزل اللَّه « قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ » و در ميان ترسايان نام معروف - رحيم - بود . چون خطاب با اين سه گروه بود و در ميان ايشان معروف اين سه نام بود ، اللَّه تعالى بر وفق دانش و دريافت ايشان اين سه نام فرو فرستاد در ابتداء قرآن ، و بر آن نيفزود . امّا حكمت در آن كه ابتدا باللَّه كرد پس برحمن پس برحيم آنست : - كه اين بر وفق احوال بندگان فرو فرستاد و ايشان را سه حال است اول آفرينش ، پس پرورش ، پس آمرزش ، اللَّه اشارت است بآفرينش در ابتدا بقدرت ، رحمن اشارت است بپرورش در دوام نعمت ، رحيم اشارت است بآمرزش در انتها برحمت . چنان استى كه اللَّه گفتى اول بيافريدم بقدرت پس بپروريدم بنعمت آخر بيامرزم برحمت . پير طريقت گفت : - « الهى نام تو ما را جواز ، و مهر تو ما را جهاز . الهى شناخت تو ما را امان و لطف تو ما را عيان . الهى فضل تو ما را لوا و كنف تو ما را ماوى . الهى ضعيفان را پناهى ، قاصدان را بر سر راهى ، مؤمنانرا گواهى ، چه بود كه افزايى و نكاهى ! الهى چه عزيزست او كه تو او را خواهى ور بگريزد او را در راه آيى . طوبى آن كس را كه تو او رائى آيا كه تا از ما خود كرائى ؟ » الحمد للَّه - ستايش خداى مهربان ، كردگار روزى رسان ، يكتا در نام و نشان . خداوندى كه ناجسته يابند ، و نادريافته شناسند ، و ناديده دوست دارند . قادر است بى احتيال ، قيوم است بىگشتن حال ، در ملك ايمن از زوال ، در ذات و نعمت متعال ، لم يزل و لا يزال ، موصوف به وصف جلال و نعمت جمال . عجز بندگان ديد در شناخت قدر