عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
368
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
مكر و تراجع بانوار شرع او مى التجا كردند ، و او صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در كشش حق چنان مؤيد بود كه در گوشهء چشم به آن هيچ ننگرست ، « ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى » - چندانك فرق است ميان رونده و ربوده همان فرق است ميان خليل و حبيب - خليل بر صفت خدمتكاران بر درگاه ربوبيت بر قدم ايستاده ، كه وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً و حبيب به حضرت احديت در صف نزديكان و همرازان بناز نشسته ، كه « التحيات المباركات و الصلوات الطيّبات للَّه » اين نشستن جاى ربودگان ، و آن ايستادن مقام روندگان ، خليل در روش خود بود كه گفت - « وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ » حبيب در كشش حق بود كه با وى گفتند « لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ » . خليل گفت - « وَ لا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ » - خداوندا روز بعث مرا شرمسار مكن - و حبيب را گفتند : « يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ » ما خود او را شرمسار نكنيم . خليل گفت « حَسْبِيَ اللَّهُ » حبيب را گفتند « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ » . خليل گفت « إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي » حبيب را گفتند « أَسْرى بِعَبْدِهِ » و شتّان ما بينهما ! خليل اوست كه عمل كند تا اللَّه ازو راضى شود ، حبيب اوست كه اللَّه آن حكم كند كه رضا و مراد او بود . و لذلك يقول تعالى وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى و يشهد لك . قصة تحويل الكعبة الى آخرها . رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ - الآية . . . اهل معانى گفتهاند - در وجه ترتيب كلمات اين آيت - كه اول منزلى از منازل نبوت مصطفى ع آنست كه آيات و روايات نبوت خويش بر خلق اظهار كند ، و كتاب خداى عز و جل بريشان خواند . ازينجاست كه اول گفت - يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ پس بعد از تلاوت كتاب تعليم بايد ، يعنى كه حقايق و معانى كتاب در خلق آموزد تا دريابند و به آن عمل كنند ، پس بتعليم كتاب ايشان را بحكمت رساند ، كه آن كس كه كتاب بر خواند و حقايق آن دريافت و به آن عمل كرد لا محاله علم حكمت او را روى نمايد . پس بعلم حكمت پاك شود و هنرى . و شايسته مجاورت حق ، اينست وجه ترتيب آيت - كه پيشتر تلاوت گفت پس تعليم پس حكمت پس تزكيت . و اللَّه اعلم .