عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
356
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
وَ مَنْ يَرْغَبُ - آن كيست كه باز گرايد و باز نشيند عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ از كيش ابراهيم و دين وى إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ مگر در خويشتن سبك خردى نادان خويشتن ناشناس ، وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ فِي الدُّنْيا و خود بر گزيديم وى را و پاك كرديم پيشوايى دين را درين جهان ، وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ و وى در آن جهان از نيكان شايستگانست . النوبة الثانية - قوله تعالى - : وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ . . . الآية . . . اين آن وقت بود كه ابراهيم كودك خود را اسماعيل و مادر وى را هاجر برد و بفرمان حق ايشان را در آن وادى بى زرع بنشاند ، آنجا كه اكنون خانهء كعبه است ، پس ازيشان باز گشت تا آنجا كه خواست كه از ديدار چشم ايشان غائب گردد ، خداى را عز و جل خواند و گفت رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً - همانست كه در آن سورة ديگر گفت - رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ - خداوند ما بنشاندم فرزند خود را بهامونى بى بر نزديك خانهء تو ، خانهء با آزرم با شكوه و بزرگ داشته ، خداوندا تا نماز بپاى دارند ، و آن خانه نماز را قبله گيرند . آن گه ايشان را روزى فراوان خواست و همسايگان خواست كه وادى بى زرع و بى نبات بود ، و بيابانى بى اهل و بى كسان بود ، گفت - فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ خداوندا دل قومى را از مردمان چنان كن كه مىشتابد به اين خانه و بايشان وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ و ايشان را از ميوههاى آن جهان روزى كن . خداى عز و جل دعاء وى اجابت كرد - فما مسلم الّا و يحب الحجّ - هيچ مسلمان نبود كه نه دوست دارد حج كردن و زيارت خانه ، و در هيچ ديار چنان ميوه كه آنجا برند به نيكويى و لطيفى و بسيارى نيست . قال اللَّه تعالى يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا - و ابراهيم در آنچه خواست از روزى مؤمنانرا از ديگران جدا كرد و مستثنى ، و گفت - مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ از بهر آنك در باب هدايت