عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
338
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
در خبرست كه آن شب كه سيد را بمعراج بردند ، زنى را ازين زانيهء شوريدهء دام دريدهء كه در دنيا جز به معصيت مشغول نبودى در فردوس اعلى بنام آن زن درجات ديد ، گفت - خداوندا بچه خدمت به اين پايگه رسيد ؟ گفت روزى سگى را ديد تشنه بر كنار چاهى بيفتاده و چاه را نه دلو بود و نه رسن ، موزهء خويش از پاى بكند ، و چادر در آن بست ، و آب بر كشيد و آن سگ را سيراب كرد . ما آن حال بر وى بگردانيديم و بنام وى در علّيين درجات بر آراستيم . رسول ع بازگشت و بر كنارهء دوزخ گذر كرد نالهء زار شنيد كه همى گفت - يا محمد ادركنى اى محمد زينهار مرا درياب . . . جبرئيل ع گفت يا سيد نه جاى سخن است اين درد بدل همى دار و هيچ مگوى - وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِيمِ . و اگر بضمتين خوانى بر قراءة باقى ، معنى آنست كه ترا نخواهند پرسيد فردا از ناگرويدگان كه ايشان را از بهر آتش آفريدهاند ، و سبب آن بود كه رسول خدا گفت : لو انزل اللَّه بأسه باليهود لآمنوا - اگر خداى عز و جل جهودان را عذاب فرستادى ايشان ايمان آوردندى ، رب العزة گفت . ايشان از بهر آتش آفريدهام و فردا ترا نپرسم كه ايشان چرا ايمان نياوردند ، و چرا گناه كردند . و نظائر اين در قرآن فراوانست : - لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْكَ ، ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى ، فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ . قوله تعالى - وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ الآية . . . اين آيت پس از آن آمد كه قبله با كعبه گردانيدند ، كه جهودان پيش از آن اميد ميداشتند كه رسول بدين ايشان بازگردد ، و همچنين ترسايان اميد ميداشتند ، پس چون قبله بگردانيدند يكبارگى نوميد شدند ، و سخت آمد ايشان را تحويل قبله . رب العالمين اين آيت فرستاد و گفت ايشان هرگز از تو خشنود نباشند زان پس كه قبله بگردانيديم مگر كه تو پس كيش ايشان شوى ، و نماز بقبلهء ايشان كنى . اشتقاق ملت از - املال - است - يقال امللت الكتاب و امليته ، و ملت و دين دو نام اند كه راه پرستيدن اللَّه و شريعت پاك به اين هر دو نام باز خوانند . و فرق آنست كه ملت بر آن افتد كه از حق جل جلاله به بنده پيوندد ،