عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

332

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ - نو كارست و نو ساز و نو آرندهء آسمان و زمين را از نيست ، وَ إِذا قَضى أَمْراً و چون كارى خواهد كه راند فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ آن بود كه گويدش . باش تامى بود . وَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ - و گفتند ايشان كه خداى را نميدانند لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ چرا خدا با ما سخن نميگويد أَوْ تَأْتِينا آيَةٌ يا بر يكى از ما به زبان ما پيغامى نمىآيد ؟ كَذلِكَ قالَ همچنين گفتند الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ايشان كه نادانان پيشين بودند ، مِثْلَ قَوْلِهِمْ گفتنى همچون گفت ايشان تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ دل بدل مانست تا گفت بگفت مانست . قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ پيدا كرديم نشانهاى خويش و روشن فرستاديم سخنان خويش لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ قومى را كه بىگمانانند . إِنَّا أَرْسَلْناكَ - ما ترا فرستاديم بِالْحَقِّ بر سزاوارى و براستى بَشِيراً وَ نَذِيراً شاد كننده و بيم نماينده ، وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِيمِ و مپرس از حال دوزخيان از سختى و زارى و رسوايى . وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ - و خشنود نگردند از تو جهودان وَ لَا النَّصارى و نه ترسايان حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ تا آن گه كه پس كيش ايشان شوى ، قُلْ گوى إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى راه نمونى اللَّه راه نمونى آنست وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ و اگر بخوش آمد ايشان پى برى و بر پسند ايشان روى بَعْدَ الَّذِي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ پس آن دانش و پيغام كه از خداى آمد به تو ما لَكَ ترا نيست از خداى پس آن مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ نه رهانندهء و نه به روى يارى دهندهء . الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ - ايشان كه نامه داديم ايشان را يَتْلُونَهُ حَقَّ