عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

319

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ازين مشتى رياست جوى رعنا هيچ نگشايد * مسلمانى ز سلمان جوى و درد دين ز بو دردا قدر شريعت مصطفى ايشان دانستند ، و حق سنّت او ايشان شناختند ، صفاء سرّ اين چنين صديقان بر هر خارى كه تابد عبهر دين شود ، اگر بر مطيع تابد مقبول گردد و اگر بر عاصى تابد مغفور گردد ، اگر بر فاسق تابد صاحب ولايت شود . چنانك در حكايت بيارند از حاتم اصمّ و شقيق بلخى كه هر دو بسفرى بيرون شدند پيرى فاسق مطرب بهام راهى ايشان افتاد ، و در عموم اوقات آلات فساد و ساز فسق به كار ميداشت ، و حاتم هر وقتى منتظر آن ميبود كه شقيق وى را منع كند و زجرى نمايد ، نميكرد تا آن سفر به آخر رسيد . در وقت مفارقت آن پير فاسق ايشان را گفت چه مردمانى باشيد شما كه از شما گران‌تر مردمان نديدم ! نه يك بار سماع كرديد نه دستى و از ديد ؟ حاتم گفت معذور دار كه من حاتمم و او شقيق . آن پير چون نام ايشان شنيد بپاى ايشان در افتاد و توبه كرد و بشاگردى ايشان برخاست تا از جملهء اولياء گشت ، پس شقيق حاتم را گفت - « رأيت صبر الرجال و صدت صيد الرجال » . وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ . . . الآية . . . - من خسرت صفقته ودّ أن لم تربح لاحد تجارته ، خرمن سوخته خواهد هر كس را خرمن سوخته ، جهودان كه در وهدهء مذلت و مهانت افتاده‌اند و غبار نوميدى بر چهرهء تاريك ايشان نشسته مىدوست دارند مسلمانان را بساز خود ديدن ، و از عزّ اسلام بمذلت جهودى افتادن ، لكن تا بر منبر ازل خطبهء سعادت و پيروزى خود بنام كه كردند ؟ جهودان اين ميخواهند و رب العالمين ميگويد - خواست خواست ماست نه خواست جهودان ، و مراد مراد ماست نه مراد ايشان ! و ربّك يخلق ما يشاء و يختار ما كان لهم الخيرة ، فمن اين للطّينة الاختيار و الحقّ مستحقة بنعت العز و الجلال ، و ما للمختار و الاختيار ، و ما للمملوك و الملك و ما للعبيد و التصدّر فى دست الملوك . قال اللَّه تعالى ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ - حسين بن على را عليهما السلام گفتند بو ذر ميگويد من درويشى بر توانگرى اختيار كرده‌ام ، بيمارى بر تندرستى بر گزيده‌ام . حسين ع گفت رحمت خدا بر بو ذر باد او را چه جاى اختيار است ؟ و بنده را خود با اختيار