عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

293

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ الآية . . . علماء جهودان‌اند اينان كه تورية را پس پشت انداختند ، و به آن كار نكردند و به مصطفى و قرآن كافر شدند . شعبى گفت - هو بين ايديهم يقرءونه و لكنهم نبذوا العمل به - قال ابن عيينه - ادرجوه فى الحرير و الديباج و حلّوه بالذهب و الفضّة ، و لم يحلّوا حلاله و لم يحرّموا حرامه ، فذلك النبذ . بو سعيد خدرى گفت - لا تكونوا كاليهود اذا وضعوا التورية مادوا لها و اذا قاموا عنها نبذوها و راء ظهورهم . رب العالمين درين آيت خبر داد كه جهودان كتاب حق بگذاشتند ، و پس روى شياطين كردند و جادويى آموختند و آن خواندند . فذلك فى قوله : - وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ - اى فى عهده و زمان ملكه ، جهودان دعوى كردند كه اين جادويى و نيز نجات كه ما ميخوانيم و بدان كار ميكنيم على سليمان پيغمبر است و نام اعظم كه پادشاهى بدان ميراند و فرمان بدان ميداد ، و ديو و باد را بدان مسخر خويش ميكرد . مفسران گفتند كتابى بود كه شياطين در آن سحر و نيز نجات نبشته بودند و زير تخت سليمان دفن كردند آن گه كه سليمان معزول بود از ملك خويش پس چون سليمان را وفات رسيد بيرون آوردند و فرا مردمان نمودند كه اين علم سليمان است و كتاب وى ، و پادشاهى كه ميراند بدين ميراند . هر چه نيك مردان بنى اسرائيل بودند آن از شياطين قبول نكردند و از آن بپرهيزيدند و هر چه بد مردان بودند و مفسدان قبول كردند و بياموختند و بدان كار كردند . رب العالمين سليمان را از آن سحر و نيز نجات مبرا كرد و عذرى بر زبان مصطفى ع بنهاد و گفت : وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا الآية . . . سليمان هرگز كافر نبود و آن سخنان كه شياطين خواندند سخنان سليمان نبود ، و از آنچه بر وى گفتند و ساختند و فرا پيش آوردند از نير نجات و شعبده هرگز ساز او نبود ، و اباطيل هرگز كار او نبود و سحر از افعال او نبود ، و عزائم بابت وى نبود ، و تولّه و نشره و اخذه و تفريقه از